توسط علی رضا نقش نیلچی
| سه شنبه هفتم اسفند ۱۳۹۷ | 10:17
در برخی موارد، اشیائی که در توپولوژی در نظر گرفته می شوند، اشیاء عادی هستند که در فضای سه بعدی (یا پایین تر) قرار دارند. به عنوان مثال، یک حلقه ساده در یک هواپیما و لبه مرزی یک مربع در یک هواپیما از لحاظ توپولوژی معادل است، همانطور که مشاهده می شود با تصور کردن حلقه به عنوان یک نوار لاستیکی که می تواند کشش داده شود تا به شدت در اطراف مربع قرار گیرد. از سوی دیگر، سطح کره از لحاظ توپولوژیکی معادل با یک توری نیست، سطح یک حلقه دونات جامد است.برای این که توجه کنید، توجه داشته باشید که هر حلقه کوچکی که بر روی یک کره ثابت قرار دارد، می تواند به طور مداوم در هر کجا به قطر دلخواه کوچک کاهش یابد. یک شیء که دارای این ویژگی است، به سادگی متصل است، و ویژگی اتصال به طور یکسان در واقع یک اموال است که تحت تغییر شکل مداوم حفظ می شود. با این حال، برخی از حلقه ها در یک لوله ممکن است کاهش یابد، همانطور که در شکل نشان داده شده است .

ترور صرفا متصل نیست. در حالی که حلقه کوچک c می تواند به نقطه بدون شکستن حلقه یا torus کاهش یافته است، حلقه های a و b می تواند به این دلیل که آنها سوراخ مرکزی torus را پوشش نمی دهد.Encyclopædia Britannica، Inc.
بسیاری از نتایج توپولوژی شامل اشیاء ساده به عنوان موارد ذکر شده در بالا. با این حال، اهمیت توپولوژی به عنوان شاخه ای از ریاضیات به نظر می رسد که بیشتر در مورد اشخاص موجود در فضاهای با ابعاد بالاتر و حتی اشیاء انتزاعی که مجموعه ای از عناصر یک طبیعت بسیار عمومی هستند، بوجود می آید. برای تسهیل این تعمیم، مفهوم همبستگی توپولوژی باید روشن شود.

قضیه توپ موداردرباره قضیه توپ موی توپولوژی یاد بگیرید.© MinutePhysics
حرکات مرتبط با تغییر شکل مداوم از یک شی به دیگری در زمینه برخی از فضای اطراف رخ می دهد ، به نام فضای محیط تغییر شکل. هنگامی که یک تغییر شکل مداوم از یک شی به دیگری می تواند در یک فضای محیط خاص انجام شود، گفته می شود که دو اشیا با توجه به آن فضایی ایزوتوپ هستند. به عنوان مثال، یک شی را که شامل یک دایره است را در نظر بگیریدو یک نقطه جدا شده در داخل دایره. اجازه دهید یک شی دوم از یک دایره و یک نقطه جدا از خارج از دایره تشکیل شود، اما در همان صفحه به عنوان دایره. در فضای محیطی دو بعدی، این دو اجسام نمی توانند به طور مداوم به یکدیگر تغییر شکل داده شوند؛ زیرا نیاز به برش دایره ها برای باز کردن نقاط جدا شده از طریق آن است. با این حال، اگر فضای سه بعدی به عنوان فضای محیطی عمل کند، تغییر شکل مداوم می تواند انجام شود - به سادگی نقطه منفرد را از هواپیما بلند کنید و دوباره آن را از طرف دیگر دایره برای انجام این کار بازگردانید. بنابراین، این دو اشیاء با توجه به فضای سه بعدی ایزوتوپ هستند، اما با توجه به فضای دو بعدی ایزوتوپ نیستند.
مفهوم اشیاء با ایزوتوپ با توجه به یک فضای بزرگتر محیط، تعریفی از همبستگی توپولوژیکی بیرونی را به وجود می آورد، به این معنی که فضای که در آن اشیا تعبیه شده اند نقش دارند. مثال بالا برخی از پسوندهای جالب و سرگرم کننده را انگیزه می دهد.ممکن است تصور کنید یک سنگ ریزه در داخل یک پوسته کروی به دام افتاده است. در فضای سه بعدی سنگ ریزه را نمی توان بدون برش سوراخ از طریق پوسته، اما با اضافه کردنبعد چهارم انتزاعی بدون هیچگونه عمل جراحی می توان آن را حذف کرد.به طور مشابه، یک حلقه بسته از طناب که به صورت تریو یا گره خورده گره خورده است، گره ( شکل را ببینید ) در فضای سه بعدی می تواند در فضای چهار بعدی انتزاعی باشد .

در نظریه گره، گره ها با یکپارچه ادغام انتهای یک بخش به شکل یک حلقه بسته تشکیل می شوند. سپس گره ها با تعداد دفعات و شیوه ای که در آن بخش از خود عبور می کند مشخص می شود. پس از حلقه پایه، ساده ترین گره، گره گره سوم است که تنها گره است، غیر از تصویر آینه آن، که می تواند با دقیقا سه گذرگاه تشکیل شود.Encyclopædia Britannica، Inc.
یک تعریف ذاتی از همبستگی توپولوژیک (مستقل از هر فضای محیطی بزرگتر) شامل یک نوع خاص از تابع شناخته شده به عنوان هومومورفیسم است . یک تابع h یک خانه مورفیسم است و اشیاء X و Y گفته می شود که به صورت homomorphic هستند، اگر و فقط اگر این تابع شرایط زیر را برآورده کند.
(1) h یک مکعب یک به یک بین عناصر X و Y است ؛
(2) h مستمر است: نقاط نزدیک X به نقاط نزدیک Y ترسیم می شوند و نقاط دور X به نقاط دور Y ترسیم می شوند. به عبارت دیگر، "محله ها" حفظ می شوند؛
(3) یک تابع معکوس مستمر وجود دارد h -1 : بنابراین h -1 h ( x ) = x برای همه x ε X و h h -1 ( y ) = y برای همه y ε Y به عبارت دیگر، یک تابع وجود دارد که "خنثی کردن" (معکوس از) homomorphism است، به طوری که برای هر x در Xیا هر y در Y مقدار اولیه می تواند با ترکیب دو توابع در نظم مناسب بازسازی شود.
مفهوم دو جسم بودن homeomorphic تعریف ارزی توپولوژیکی ذاتی فراهم می کند و معنا و مفهوم به طور کلی پذیرفته معادل توپولوژیکی است. دو اشیائی که در بعضی فضای محیطی ایزوتوپ هستند نیز باید هومومورفیک باشند. بدین ترتیب، هم تناوب توپولوژیکی بیرونی معادل همبستگی توپولوژیکی ذاتی را نشان می دهد.
ساختار توپولوژیک
در کلیه تنظیمات عمومی، توپولوژی شامل اشیایی است که مجموعه ای انتزاعی از عناصر است. برای بحث در مورد خواص مانندتداوم توابع بین مجموعه های انتزاعی، برخی از ساختار اضافی باید بر آنها اعمال شود.
یکی از اساسی ترین مفاهیم ساختاری در توپولوژی، مجموعه ای از X را به یک فضای توپولوژیک تبدیل می کند و مجموعه ای از زیرمجموعه های T را از X تعریف می کند . چنین مجموعه ای باید سه اصل را برآورده سازد: (1) مجموعه ای X خود و مجموعه تهی عضوی از T ، (2) تقاطع هر تعداد متناهی از مجموعه در T در T ، و (3) این اتحادیه از هر مجموعه مجموعه ای از T در T است . مجموعه های T نامیده می شوندمجموعه های باز و T یک توپولوژی در X نامیده می شود . به عنوان مثال،خط عدد واقعی ، زمانی که توپولوژی آن به عنوان مجموعه ای از تمام اتحادیه های ممکن از فواصل باز مشخص می شود، مانند فضاهای باز (-5، 2)، (1/2، π)، (0، ریشه مربع√ 2 )، ... (یک فرآیند مشابه آن یک توپولوژی را در یک الگوریتم تولید می کندفضای متریک .) سایر نمونه های topologies در مجموعه ها صرفا به لحاظ نظریه مجموعه ای رخ می دهد . به عنوان مثال، مجموعه ای از تمام زیر مجموعه های مجموعه ای X نامیده می شودتوپولوژي گسسته در X و مجموعه اي است كه فقط از مجموعه خالي است و X خودش توپولوژي هذيان يا بي اهميتي را در X شکل مي دهد . یک فضای توپولوژیکی داده به فضای دیگر توپولوژیکی مربوط می شود. به عنوان مثال، یک زیرمجموعه A از فضای توپولوژی X به ارث برده می شود توپولوژی، به نام توپولوژی نسبی، از X هنگامی که مجموعه های باز A به تقاطعات A با مجموعه های باز X. تنوع فوق العاده فضاهای توپولوژیکی یک منبع غنی از نمونه هایی برای ایجاد انگیزه های قضیه کلی و همچنین نمونه های مخالف برای نشان دادن غلط دروغ است. علاوه بر این، کلیه اصول برای یک فضای توپولوژیک به ریاضیدانان اجازه می دهد انواع بسیاری از ساختارهای ریاضی مانند مجموعه ای از توابع در تجزیه و تحلیل را به عنوان فضاهای توپولوژیکی و به تبع آن پدیده های مرتبط با روش های جدید توضیح دهد.
فضای توپولوژیکی همچنین می تواند توسط یک مجموعه جایگزین از معیارها تعریف شودبسته های بسته، که مکمل مجموعه های باز هستند. در ابتدا در نظر گرفتن ایده های توپولوژی، به ویژه برای اشیاء n -dimensionalفضای اقلیدسی ، مجموعه های بسته به طور طبیعی در بررسی همگرایی توالی های بی نهایت بوجود آمده است ( نگاه کنید به سری بی نهایت ). اغلب مفید یا مفید است که عناصر اضافی برای توپولوژی را در نظر بگیریم تا نتایجی را که برای یک کلاس قابل توجه از فضاهای توپولوژی وجود دارد، اما نه برای همه فضاهای توپولوژیکی. یکی از این اصطلاحات نیازمند این است که دو نقطه مجزا باید به مجموعه های باز نشده متصل شوند. یک فضای توپولوژیک که این اصل را رعایت می کند، نامیده می شودفضای Hausdorff .
یک ویژگی مهم فضاهای توپولوژیکی کلی، سهولت تعریف تداوم توابع است. یک تابع f قرار دادن یک فضای توپولوژیک X به یک فضای توپولوژیک Y به صورت پیوسته تعریف می شود اگر برای هر باز مجموعه V از Y ، زیر مجموعه ای از X که شامل همه نقاط p است، برای آن f ( p ) به V یک مجموعه باز از X است . یک نسخه دیگر از این تعریف، ساده تر است، همانطور که در شکل نشان داده شده است . یک تابع f از یک فضای توپولوژیک X به یک فضای توپولوژیک Y در p ε Xپیوسته است ، برای هر محله Vاز F ( ص )، وجود دارد یک محله وجود دارد U از ص به طوری که F ( U ) ⊆ V . این تعاریف، تعاریف مهمی از مفهوم معمول تداوم مطالعه شده در تجزیه و تحلیل را فراهم می کند و همچنین امکان تعمیم ساده ای از مفهوم هومورفیسم را در مورد فضاهای توپولوژی کلی فراهم می کند. بنابراین، برای فضاهای کلی توپولوژیک،خواص غیرمستقیمآنهایی هستند که توسط هومومورفیسم ها حفظ می شوند.

مفهوم توپولوژیک تابع f تابع پیوسته f از یک فضای توپولوژیک X به یک فضای توپولوژیک Y در p ε X پیوسته است، در صورتی که برای هر محله V از f ( p ) یک محله Uاز p وجود داشته باشد که f ( U ) ⊆ V .Encyclopædia Britannica، Inc.
ایده ارتباط اشیاء جبری یا ساختارها با فضاهای توپولوژیکی در اوایل تاریخ توپولوژیست به وجود آمد. انگیزه اصلی در این رابطه یافتن معادلات توپولوژیکی با ساختارهای مختلف است. ساده ترین مثال، خصوصیات اویلر است که یک عدد مربوط به یک استسطح . در سال 1750، ریاضیدان سوئیس لئونارد اویلر فرمول چندضلعی V - E + F = 2 یا ویژگی اویلر را به اثبات رساندکه به ترتیب شماره های V و E رأس ها و لبه ها مربوط به شبکه ای است که سطح یکچندضلعی (به لحاظ توپولوژیک معادل یک کره) به F به طور ساده اتصال چهره. این فرمول ساده انگیزه بسیاری از نتایج توپولوژیک یک بار آن را به مشابه اویلر-پوانکاره χ مشخصه = تعمیم داده شد V - E + F = 2 - 2 گرم برای شبکه های مشابه در سطح یک گرم -holed چنبره. دو سطوح Homomorphic همان ویژگی اویلر-پوانکره را دارند و بنابراین دو سطح با ویژگی های مختلف اویلر-پوانکاره نمیتوانند از نظر توپولوژی معادل باشند. با این حال، اشیاء جبری اولیه که در توپولوژی جبری مورد استفاده قرار می گیرند پیچیده تر هستند و شامل ساختارهایی مانند گروه انتزاعی ، فضاهای بردار، و توالی گروه ها. علاوه بر این، زبان از توپولوژی جبری شده استافزایش یافته با مقدمه ای از تئوری رده ، که در آن نگاشت بسیار کلی ترجمه فضاهای توپولوژیک و توابع پیوسته بین آنها به اشیاء جبری مرتبط و نگاشت طبیعی خود را، که به نام homomorphisms .
گروه بنیادی
یک ساختار جبری بسیار اساسی به نام گروه اساسی فضایی توپولوژیک، در میان ایده های جبری بود که در اواخر قرن نوزدهمریاضیدان فرانسوی Henri Poincaré مورد مطالعه قرار گرفت . این گروه عمدتا از منحنی در فضا تشکیل شده است که توسط یک عملیات ناشی از یک هندسه ترکیب می شوند. در حالی که این گروه به خوبی حتی در روزهای اولیه از توپولوژی جبری برای درک بود جمع و جور سطوح دو بعدی، برخی از سوالات مربوط به آن را هنوز هم بی جواب مانده است، به خصوص برای جمع و جور خاصمنیفولد ، که سطح را به ابعاد بالاتر تعمیم می دهد.
آگهی
معروف ترین این سوالات، به نام فرضیه Poincaré ، می پرسد آیا یک چندجمله سه بعدی فشرده با گروه بنیادی بی اهمیت لزوما به فضای سه بعدی خانه (مجموعه ای از نقاط در فضای چهار بعدی که برابر با فاصله از مبدا هستند)، به همان اندازه شناخته شده است که برای مورد دو بعدی تحقیقات زیادی در توپولوژی جبری در این مورد بعید به نظر می رسد از آنجایی که توسط پوانکره در سال 1904 مطرح شده است. یکی از این تلاش های پژوهشی مربوط به حدس و گمانه زنی درباره هندسه سازی چندبعدی های سه بعدی است که در سال 1970 توسط ریاضیدان آمریکایی ویلیام تورستون .حدس Thurston به پیروی از فرضیه پوانکاره و به رسمیت شناختن کار او در جهت اثبات این حدس و گمان ها، ریاضیدان روسی Grigori Perelman مدال فیلد در کنگره بین المللی ریاضیدانان 2006 اهدا شد .
گروه اساسی اولین چیزی است که به آن معروف است گروه های homotopy از یک فضای توپولوژیک. این گروهها، و همچنین طبقهی دیگری از گروههای گروه همولوگ ، در واقع، تحت تغییرات نامیده میشوند که عبارتند از homotopy retracts، که شامل هومومورفیسم هستند، غیرقابل تغییر است. تئوری Homotopy و تئوری همولوژی در میان بسیاری از تخصص ها در توپولوژی جبری است.
بسیاری از ابزارهای توپولوژی جبری مناسب برای مطالعه منیفولد هستند. در زمینه توپولوژی دیفرانسیل ساختار اضافی شامل "صافی"، به معنای تمایز ( تجزیه و تحلیل: تعریف رسمی از مشتق شده )، بر روی چند منظوره اعمال می شود. از آنجا که تحقیقات اولیه در توپولوژی از مشکلات تجزیه و تحلیل رشد کرده است، بسیاری از نخستین ایده های توپولوژی جبری شامل مفاهیم صاف بودن هستند. نتایج از توپولوژی و هندسه دیفرانسیل کاربردی در فیزیک مدرن پیدا کرده است.
شاخه دیگری از توپولوژی جبری که در مطالعه چندبعدی سه بعدی دخیل است ، نظریه گره است ، مطالعه روش هایی که در آن کپی های پیچیده یک دایره می تواند در فضای سه بعدی جاسازی شود. نظریه گره، که به اواخر قرن نوزدهم باز می گردد، در دو دهه اخير قرن بیست و یکم افزایش یافت، زمانی که کاربرد های بالقوه آن در فیزیک، شیمی و مهندسی زیست پزشکی شناخته شد.

گره های ریاضی شمارنده ها با تعداد دفعات و شیوه ای که رشته عبور می کند مشخص می شود. یک حلقه پایه ای که هیچ گذارنده ای ندارد و فقط یک گره متمایز است، ساده ترین گره در نظریه گره است. تعداد گره های مجزا با تعداد گذرگاه ها بسیار افزایش می یابد؛ فقط کسانی که دارای هفت یا کمتر عبور هستند در اینجا نشان داده می شوند.Encyclopædia Britannica، Inc.
تاریخچه توپولوژی
ریاضیدانان ظهور توپولوژی را به عنوان یک رشته متمایز از ریاضیات با چاپ 1895 منتشر شده توسط تحلیلگر سیتوستوسط فرانسوی هنری پوینکرو تشبیه می کنند ، اگر چه بسیاری از ایده های توپولوژی در طول قرن و نیم قرن گذشته راه خود را به ریاضیات رسانده اند. تجزیه و تحلیل موضع تجزیه و تحلیل لاتین ممکن است به عنوان "تجزیه و تحلیل موقعیت" ترجمه شده و شبیه به عبارت geometria situs است ، به معنی "هندسه موقعیت"، استفاده شده در سال 1735 توسط ریاضیدان سوئیسلئونارد ایلر برای توصیف راه حلش به مسئله پل Königsberg . کار اویلر در این مسئله همچنین به عنوان آغاز نظریه گراف ، مطالعه شبکهای رأسها متصل به لبه ها است که ایده های زیادی با توپولوژی دارد.
آگهی
در طول قرن نوزدهم دو جنبش مجزا ایجاد شد که در نهایت باعث تولید تخصصهای برادرانه توپولوژی جبری و توپولوژی عمومی شد. اولین مورد توسط تلاش برای درک جنبه های توپولوژیک از اشیاء surfacelike که بوسیله ترکیب اشکال ابتدایی، مانند چند ضلعی و چند بعدی، بوجود می آیند مشخص شد. یک متخصص زود هنگام به توپولوژی ترکیبی، به عنوان این موضوع در نهایت به نام، ریاضیدان آلمانی بودیوهان لیستر ، که منتشر شدVorstudien zur Topologie (1847؛ "مطالعات مقدماتی در توپولوژي")، که اغلب به عنوان نخستين بار چاپ نخستين توپولوژي اصطلاح به شمار مي رود . در سال 1851، برنارد ریمان، ریاضیدان آلمانی ، سطوح مربوط به نظریه اعداد پیچیده را در نظر گرفت و از این رو، توپولوژی ترکیبی را به عنوان یک ابزار برای تجزیه و تحلیل توابع استفاده کرد. Geometres آلمانی August Möbius و Felix Klein به ترتیب در سطوح "یک طرفه" در 1858 و 1882 منتشر شدند. مثال موبیوس، در حال حاضر به عنوان شناخته شده استنوار موبیوس ، ممکن است با چسباندن با هم به انتهای یک نوار مستطیلی طولانی از کاغذ ساخته شده است که دارای یک پیچ پیچیده است. سطوح حاوی زیرمجموعه های هومورفیک به نوار موبیوس، سطوح غیر عمودی نامیده می شوند و نقش مهمی در طبقه بندی سطوح دو بعدی ایفا می کنند. کلاین نمونه ای از سطح یک طرفه را که بسته است، بدون هیچ مرزهای یک بعدی، ارائه می دهد. این مثال اکنون نامیده می شودبطری کلاین ، در فضای سه بعدی بدون تقاطع خود، نمی تواند وجود داشته باشد، بنابراین، علاقه ای به ریاضیدانان داشت که قبلا سطوح را فقط در فضای سه بعدی در نظر گرفته بودند.
کار ریاضیدانان بسیاری، از جمله چهار ذکر شده در بالا، قبل از انتشار 1895 تحلیل Situs ، که در آن Poincaré زمینه زمینه ای برای استفاده از ایده های جبری در توپولوژی ترکیبی ایجاد کرد. توپولوژی ترکیبی همچنان توسعه یافته است، به ویژه توسط ریاضیدان آلمانی آمریکایی مکس ده و مؤسس دانشکده ریاضی دان پل هگارد، که به طور مشترک یکی از اولین قضیه طبقه بندی سطوح دو بعدی را در سال 1907 ارائه داد. پس از آن، اهمیت همبستگی ساختارهای جبری با به عنوان مثال، ریاضیدان هلندی، اشیاء توپولوژیکی به وضوح نشان داده شده استLEJ Brouwer و اوقضیه نقطه ثابت . اگر چه توپولوژی جبری خطی برای اولین بار در سال 1936 توسط سولومون لوفچتز، ریاضیدان آمریکایی روسی متولد شد، تحقیقات در این زمینه توپولوژیک بسیار پیش از این در قرن بیست و یکم انجام شد.
همزمان با توسعه زود هنگام توپولوژی ترکیبی، تحلیلگران قرن نوزدهم مانند ریاضیدان فرانسوی آگوستین کوشی و ریاضیدان آلمانی کارل وایرشتراس ، سریهای فوریه را بررسی کردند ، که در آن توالی توابع با سایر توابع همگرایی مشابهی با همگرایی توالیهای نقاط در فضا. از نقطه نظر دیگر، ریاضیدانان از قبیل جرج کانتور آلمانی و امیل بورل فرانسوی رابطه بین سری فوریه ونظریه مجموعه را بررسی کردند . دو ابتکاراز این تلاش ها ناشی می شود: ایجاد یک محدوده ریاضی دقیق برای مشکلات عمده تجزیه و تحلیل و ارائه یک تنظیم کلی برای ایده های ریاضی مربوط به همگرایی توالی. در سال 1899 ریاضیدان آلمانیدیوید هیلبرت یک محیط محاوره ای برای هندسه عمومی را فراتر از آنچه یونانیان باستان در نظر داشت، پیشنهاد داد. در سال 1905 ریاضیدان فرانسویموریس فرچه یک طرح سازگار از معیارهای همگرایی را در یک مجموعه انتزاعی و همچنین مفاهیم برای یکفضای متریک که مجموعه ای است که با عملکرد فاصله (یا «متریک») ارائه می شود. در سال 1910 هیلبرت عناصری را برای محله نقاط در یک مجموعه انتزاعی پیشنهاد کرد، بدین ترتیب تعاریف خواص دیسکهای کوچک را در نقاط در هواپیما متمرکز کرد. در نهایت، ریاضیدان آلمانی Felix Hausdorff در Grundzüge der Mengenlehre (1914؛ "عناصر نظریه مجموعه") روابط عرفانی پایه را در میان روشهای متریک، محدود و محله برای فضاهای عمومی پیشنهاد کرد (نگاه کنید به فضای Hausdorff ) اگر چه تا سال 1925، پائول اسکورفورد، ریاضیدان روسی، عناصر مدرن را برای یک توپولوژی در مجموعه انتزاعی معرفی نکرد، اما زمینه توپولوژی عمومی در کار هسدورف متولد شد.
در طول دوره تا دهه 1960، تحقیقات در زمینه توپولوژی عمومی، بسیاری از سوالات مهم را حل و فصل کردند. مفهوم ابعاد و معنای آن برای فضاهای توپولوژیکی کلی، با معرفی یک نظریه ابعاد ابعاد، رضایتبخش بود.فشرده سازی ، یک ویژگی که عموما زیر مجموعه های بسته و محدود از فضای اقلیدسی n -dimensional را به طور کلی به کار می برد، به طور فزاینده ای به فضاهای توپولوژیکی با تعریف "پوشش" فضا با مجموعه مجموعه های باز گسترش یافت و بسیاری از مشکلات فشرده سازی در این دوره حل شد. مشکل متریزازی که به دنبال توصیف توپولوژیکی فضایی بود که توپولوژی آن توسط یک متریک القا شده بود، پس از کار قابل توجهی در مفهومparacompactness، یک دارایی است که فشرده سازی را به طور کلی به وجود می آورد.
از دهه 1960، تحقیق در توپولوژی عمومی به چندین زمینه جدید که شامل ابزارهای پیچیده ریاضی، از جمله روش های نظری مجموعه ای است، منتقل شده است. در اواخر دهه 1960 محققان به منظور تعمیم برخی خصوصیات توپولوژیکی ابعاد بی نهایت تلاش کردندفضای هیلبرت . این تلاش ها یک ناحیه جدید از توپولوژی را که امروزه به عنوان توپولوژی بی نهایت اشاره می شود، پیش بینی کرد. یکی دیگر از حوزه های مهم مدرن، توپولوژی نظریه ای است که در آن ارتباط بین فضاهای توپولوژیکی و مفاهیم از نظریه مجموعه و منطق مورد مطالعه قرار گرفته است. برخی از مشکلات در این زمینه شامل گزاره های توپولوژیکی است که مستقل از هم هستند و هنوز هم با مفاهیم معمول فرض شده از نظریه مجموعه ( جدول را ببینید ). استدلال های حاصل شده که به عنوان تسلیم تئوری نامیده می شوند، حقیقت موقت برخی از پدیده های مهم توپولوژیکی قدیمی را به دست آورده اند.
استفان سی. کارلسون
