سرزنش نکرد.
لورنتس و نسبیت عام [ ویرایش ]
لورنتز یکی از معدود دانشمندانی بود که از ابتدا از جستجوی انیشتین برای نسبیت عام حمایت کرد - او چندین مقاله تحقیقاتی نوشت و شخصاً و از طریق نامه با اینشتین بحث کرد. [B 5] برای مثال، او کوشید فرمالیسم انیشتین را با اصل همیلتون (1915)، [20] ترکیب کند و آن را به روشی بدون مختصات مجدداً فرموله کند (1916). [21] [B 6] لورنتس در سال 1919 نوشت: [22]
کسوف کامل خورشید در 29 می، منجر به تایید قابل توجه نظریه جدید قدرت جاذبه جهانی که توسط آلبرت انیشتین ایجاد شد، شد و در نتیجه این اعتقاد را تقویت کرد که تعریف این نظریه یکی از مهمترین مراحل تاریخ است. در حوزه علوم طبیعی گرفته شده است.
لورنتس و مکانیک کوانتومی [ ویرایش ]
لورنتز در پاییز 1926 در دانشگاه کرنل یک سری سخنرانی در مورد مکانیک کوانتومی جدید ایراد کرد . در اینها او مکانیک موجی اروین شرودینگر را ارائه کرد . [23]
ارزیابی ها [ ویرایش ]
بنای یادبود لورنتز پارک Sonsbeek در آرنهم ، هلند
انیشتین درباره لورنتس نوشت:
1928: اهمیت عظیم کار او در این بود که اساس نظریه اتم ها و نظریه های نسبیت عام و خاص را تشکیل می دهد. تئوری ویژه بیان دقیق تری از مفاهیمی بود که در تحقیقات لورنتس در سال 1895 یافت می شود
. [B 8]
پوانکاره (1902) درباره نظریه الکترودینامیک لورنتز گفت: [24]
رضایت بخش ترین نظریه، نظریه لورنتس است. بدون شک این نظریه است که به بهترین وجه حقایق شناخته شده را توضیح می دهد، نظریه ای که بیشترین تعداد روابط شناخته شده را تسکین می دهد. به دلیل لورنتس است که نتایج فیزو در مورد اپتیک اجسام متحرک، قوانین پراکندگی عادی و غیر طبیعی و جذب با یکدیگر مرتبط هستند. به سهولتی که پدیده جدید زیمن جایگاه خود را پیدا کرد و حتی به طبقهبندی چرخش مغناطیسی فارادی کمک کرد، که تمام تلاشهای ماکسول را به چالش کشید.
پل لانگوین (1911) درباره لورنتس گفت: [B 9]
این ادعای اصلی لورنتس برای شهرت خواهد بود که او نشان داد که معادلات بنیادی الکترومغناطیس همچنین امکان گروهی از دگرگونیها را فراهم میکند که آنها را قادر میسازد تا زمانی که یک انتقال از یک سیستم مرجع به سیستم مرجع دیگر انجام میشود، همان شکل را از سر بگیرند. این گروه از نظر دگرگونی های مکان و زمان با گروه فوق تفاوت اساسی دارد.»
لورنتز و امیل ویچرت مکاتبات جالبی در مورد موضوعات الکترومغناطیس و نظریه نسبیت داشتند و لورنتس ایده های خود را در نامه هایی به ویچرت توضیح داد. [B 10]
لورنتس رئیس اولین کنفرانس سولوای بود که در پاییز 1911 در بروکسل برگزار شد. اندکی پس از کنفرانس، پوانکاره مقاله ای در مورد فیزیک کوانتومی نوشت که نشانی از وضعیت لورنتس در آن زمان است: [25]
هر لحظه بیست فیزیکدان از کشورهای مختلف شنیده میشد که در مورد [مکانیک کوانتومی] صحبت میکردند که در تقابل با مکانیک قدیمی بودند. حالا مکانیک قدیمی چه بود؟ آیا نیوتن بود، کسی که هنوز در پایان قرن نوزدهم بدون منازعه سلطنت می کرد؟ نه، این مکانیک لورنتز بود که با اصل نسبیت سر و کار داشت. چیزی که تقریباً پنج سال پیش به نظر می رسید اوج جسارت باشد.
تغییر اولویت ها [ ویرایش ]
در سال 1910، لورنتس تصمیم گرفت زندگی خود را دوباره سازماندهی کند. وظایف تدریس و مدیریت او در دانشگاه لیدن زمان زیادی را به خود اختصاص می داد و زمان کمی را برای تحقیق در اختیار او می گذاشت. در سال 1912، او از کرسی فیزیک نظری خود استعفا داد تا متصدی "کابینه فیزیک" در موزه تیلرز در هارلم شود. او به عنوان یک استاد خارجی با دانشگاه لیدن در ارتباط ماند و "سخنرانی های صبح دوشنبه" او در مورد پیشرفت های جدید در فیزیک نظری به زودی افسانه ای شد. [B 2]
لورنتس در ابتدا از انیشتین خواست که جانشین او به عنوان استاد فیزیک نظری در لیدن شود. با این حال، انیشتین نمیتوانست بپذیرد زیرا به تازگی یک موقعیت در ETH زوریخ را پذیرفته بود . انیشتین از این موضوع پشیمان نبود، زیرا احتمال پرکردن کفش های لورنتس او را به لرزه می انداخت. در عوض لورنتس پل ارنفست را به عنوان جانشین خود در کرسی فیزیک نظری در دانشگاه لیدن منصوب کرد که مؤسسه فیزیک نظری را تأسیس کرد که به مؤسسه لورنتس معروف شد . [B 2]
کارهای عمرانی [ ویرایش ]
پس از جنگ جهانی اول، لورنتز یکی از نیروهای محرکه تاسیس "Wetenschappelijke Commissie van Advies en Onderzoek in het Belang van Volkswelvaart en Weerbaarheid" بود، کمیته ای که قرار بود از پتانسیل علمی متحد شده در آکادمی سلطنتی هنر هلند استفاده کند. و علوم (KNAW) برای حل مشکلات مدنی مانند کمبود مواد غذایی ناشی از جنگ. لورنتس به عنوان رئیس کمیته منصوب شد. با این حال، با وجود بهترین تلاش بسیاری از شرکت کنندگان، کمیته موفقیت کمی کسب کرد. تنها استثنا این بود که در نهایت منجر به تأسیس TNO، سازمان هلند برای تحقیقات علمی کاربردی شد. [B 2]
همچنین دولت هلند از لورنتس خواسته شد تا ریاست کمیته ای را برای محاسبه برخی از اثرات سد کنترل سیل پیشنهادی Afsluitdijk (سد محصور) بر سطح آب در Waddenzee بر عهده بگیرد . مهندسی هیدرولیک در آن زمان عمدتاً یک علم تجربی بود، اما اختلال در جریان جزر و مد ناشی از Afsluitdijk آنقدر بی سابقه بود که نمی توان به قوانین تجربی اعتماد کرد. در ابتدا قرار بود لورنتس فقط نقش هماهنگ کننده ای در کمیته داشته باشد، اما به سرعت مشخص شد که لورنتز تنها فیزیکدانی است که کشش اساسی در این مسئله دارد. در دوره 1918 تا 1926، لورنتز بخش زیادی از وقت خود را بر روی این مشکل صرف کرد. [26] لورنتس پیشنهاد کرد که از پایه شروع شودمعادلات هیدرودینامیکی حرکت و حل مسئله به صورت عددی. به دلیل ماهیت شبه یک بعدی جریان آب در Waddenzee ، این برای یک " کامپیوتر انسانی " امکان پذیر بود . Afsluitdijk در سال 1932 تکمیل شد و پیشبینیهای لورنتس و کمیتهاش بسیار دقیق بود. [B 11] [B 2] یکی از دو مجموعه قفل در Afsluitdijk به نام او نامگذاری شد.
زندگی خانوادگی [ ویرایش ]
در سال 1881، لورنتس با آلتا کاترینا کایزر ازدواج کرد. پدرش جی دبلیو کایزر، استاد آکادمی هنرهای زیبا بود. او مدیر موزه ای بود که بعدها به موزه معروف Rijksmuseum (گالری ملی) تبدیل شد. او همچنین طراح اولین تمبرهای پستی هلند بود.
از این ازدواج دو دختر و یک پسر بود.
دکتر گیرترویدا لوبرتا لورنتس ، دختر بزرگتر، یک فیزیکدان بود. او با پروفسور Wander Johannes de Haas که مدیر آزمایشگاه برودتی دانشگاه لیدن بود ازدواج کرد. [27]
مرگ [ ویرایش ]
در ژانویه 1928، لورنتز به شدت بیمار شد و اندکی پس از آن در 4 فوریه درگذشت. [B 2] احترامی که او در هلند برای او نگه داشته شد از توضیحات اوون ویلانز ریچاردسون در مورد تشییع جنازه او آشکار است:
مراسم تشییع جنازه ظهر روز جمعه 10 فوریه در هارلم برگزار شد. در سکته مغزی دوازده، خدمات تلگراف و تلفن دولتی هلند برای ادای احترام به بزرگترین مردی که هلند در زمان ما تولید کرده است، به مدت سه دقیقه متوقف شد. با حضور بسیاری از همکاران و فیزیکدانان برجسته از کشورهای خارجی برگزار شد. رئیس جمهور، سر ارنست رادرفورد ، نماینده انجمن سلطنتی بود و در کنار قبر سخنرانی قدردانی کرد.
- او ریچاردسون [B 12]
فیلم منحصر به فرد 1928 از مراسم تشییع جنازه با یک کالسکه سربی که ده نفر از عزاداران به دنبال آن، یک کالسکه همراه با تابوت و به دنبال آن حداقل چهار کالسکه دیگر، از کنار جمعیت در Grote Markt، هارلم از Zijlstraat به سمت خیابان عبور می کنند. Smedestraat، و سپس دوباره از طریق Grote Houtstraat به سمت Barteljorisstraat، در مسیر "Algemene Begraafplaats" در Kleverlaan (گورستان شمالی هارلم) در YouTube دیجیتالی شده است . [B 13] در میان دیگران، آلبرت اینشتین و ماری کوری در مراسم تشییع جنازه شرکت کردند. [28] انیشتین در مراسم یادبودی در دانشگاه لیدن مداحی کرد. [ نیازمند منبع ]
میراث [ ویرایش ]
لورنتس به عنوان یکی از نمایندگان اصلی «دومین عصر طلایی هلندی» در نظر گرفته می شود، دوره ای چند دهه ای در حدود سال 1900 که در آن علوم طبیعی در هلند شکوفا شد. [B 2]
ریچاردسون لورنتس را چنین توصیف می کند:
مردی با قدرت های فکری قابل توجه. اگرچه او غرق در بررسی لحظهای بود، اما به نظر میرسید که همیشه پیامدهای آن را در هر گوشهای از کیهان درک کرده است. وضوح منحصر به فرد نوشته های او بازتاب قابل توجهی از قدرت های شگفت انگیز او در این زمینه ارائه می دهد. او دارای نشاط ذهنی لازم برای پیگیری تعامل بحث، بینش لازم برای استخراج جملاتی است که مشکلات واقعی را روشن می کند و خرد برای هدایت بحث در میان کانال های پربار، و این کار را با مهارت انجام داد. که این روند به سختی قابل درک بود. [B 12]
MJ Klein (1967) درباره شهرت لورنتز در دهه 1920 نوشت:
برای سالهای متمادی، فیزیکدانان همیشه مشتاق بودند «شنوند که لورنتس در مورد آن چه خواهد گفت»، و حتی در هفتاد و دو سالگی، او آنها را ناامید نکرد. [B 14]
علاوه بر جایزه نوبل ، لورنتس افتخارات زیادی را برای کارهای برجسته خود دریافت کرد. او در سال 1905 به عنوان عضو خارجی انجمن سلطنتی (ForMemRS) انتخاب شد . [1] انجمن مدال رامفورد خود را در سال 1908 و مدال کوپلی خود را در سال 1918 به او اعطا کرد. او در سال 1912 به عنوان عضو افتخاری انجمن شیمی هلند انتخاب شد. [29]
در این وبلاگ به ریاضیات و کاربردهای آن و تحقیقات در آنها پرداخته می شود. مطالب در این وبلاگ ترجمه سطحی و اولیه است و کامل نیست.در صورتی سوال یا نظری در زمینه ریاضیات دارید مطرح نمایید .در صورت امکان به آن می پردازم. من دوست دارم برای یافتن پاسخ به سوالات و حل پروژه های علمی با دیگران همکاری نمایم.در صورتی که شما هم بامن هم عقیده هستید با من تماس بگیرید.