جنگ جهانی دوم و پروژه منهتن
همچنین نگاه کنید به: نامه انیشتین-زیلارد
در سال 1939، گروهی از دانشمندان مجارستانی که شامل فیزیکدان مهاجر لئو زیلارد نیز میشد ، تلاش کردند واشنگتن را در مورد تحقیقات مداوم بمب اتمی نازیها آگاه کنند. اخطارهای گروه تخفیف داده شد. اینشتین و زیلارد، همراه با پناهندگان دیگری مانند ادوارد تلر و یوجین ویگنر ، «این را وظیفه خود میدانستند که آمریکاییها را نسبت به احتمال پیروزی دانشمندان آلمانی در مسابقه ساخت بمب اتمی ، و هشدار دادن به اینکه هیتلر بیش از حاضر است به چنین سلاحی متوسل شود." [145] [146]برای اطمینان از اینکه ایالات متحده از این خطر آگاه است، در ژوئیه 1939، چند ماه قبل از شروع جنگ جهانی دوم در اروپا، زیلارد و ویگنر از انیشتین دیدن کردند تا احتمال بمب اتمی را توضیح دهند، که انیشتین، صلحطلب، گفت که او چنین کرده است. هرگز در نظر گرفته نشده است. [147] از او خواسته شد تا با نوشتن نامه ای به همراه زیلارد، به رئیس جمهور روزولت ، حمایت خود را ارائه دهد و به ایالات متحده توصیه کند که به تحقیقات تسلیحات هسته ای خود توجه کند و مشارکت کند.
اعتقاد بر این است که این نامه "مسلماً محرک اصلی برای پذیرش تحقیقات جدی ایالات متحده در مورد سلاح های هسته ای در آستانه ورود ایالات متحده به جنگ جهانی دوم" است. [148] علاوه بر نامه، انیشتین از ارتباطات خود با خانواده سلطنتی بلژیک [149] و مادر ملکه بلژیک برای دسترسی به یک فرستاده شخصی به دفتر بیضی کاخ سفید استفاده کرد. برخی می گویند که در نتیجه نامه انیشتین و ملاقات های او با روزولت، ایالات متحده وارد "مسابقه" توسعه بمب شد و از "منابع عظیم مادی، مالی و علمی" خود برای شروع پروژه منهتن استفاده کرد .
از نظر انیشتین، "جنگ یک بیماری بود... [و] او خواستار مقاومت در برابر جنگ بود." با امضای نامه به روزولت، برخی استدلال می کنند که او برخلاف اصول صلح طلبانه خود عمل کرده است. [150] در سال 1954، یک سال قبل از مرگش، انیشتین به دوست قدیمیاش، لینوس پاولینگ ، گفت: «یک اشتباه بزرگ در زندگیام مرتکب شدم – زمانی که نامهای را به رئیسجمهور روزولت امضا کردم که در آن توصیه به ساخت بمبهای اتمی شد؛ اما وجود داشت. برخی توجیهات – خطری که آلمانی ها آنها را به وجود می آورند...» [151] در سال 1955، انیشتین و ده روشنفکر و دانشمند دیگر، از جمله فیلسوف بریتانیایی برتراند راسل ، مانیفستی را امضا کردند که خطر سلاح های هسته ای را برجسته می کرد. [152]
تابعیت آمریکا
اینشتین گواهی شهروندی ایالات متحده را از قاضی فیلیپ فورمن می پذیرد
انیشتین در سال 1940 شهروند آمریکا شد. اندکی پس از استقرار شغل خود در موسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون، نیوجرسی، او قدردانی خود را از شایسته سالاری در فرهنگ آمریکایی در مقایسه با اروپا ابراز کرد. او «حق افراد برای گفتن و فکر کردن آنچه را که دوست دارند» بدون موانع اجتماعی به رسمیت شناخت. به گفته او، در نتیجه، افراد تشویق شدند تا خلاق تر باشند، ویژگی ای که او از دوران تحصیلات اولیه برایش ارزش قائل بود. [153]
انیشتین به انجمن ملی برای پیشرفت رنگین پوستان (NAACP) در پرینستون پیوست و در آنجا برای حقوق مدنی آمریکایی های آفریقایی تبار مبارزه کرد. او نژادپرستی را «بدترین بیماری» آمریکا میدانست، [127] [154] که آن را «از نسلی به نسل دیگر منتقل میکند». [ 155] به عنوان بخشی از مشارکت خود، او با فعال حقوق مدنی WEB Du Bois مکاتبه کرد و آماده شد تا از طرف او در طول محاکمه اش در سال 1951 شهادت دهد. برای کنار گذاشتن پرونده [157]
در سال 1946، انیشتین از دانشگاه لینکلن در پنسیلوانیا، یک کالج تاریخی سیاهپوستان بازدید کرد و در آنجا مدرک افتخاری به او اعطا شد. لینکلن اولین دانشگاه در ایالات متحده بود که مدرک دانشگاهی را به آمریکایی های آفریقایی تبار اعطا کرد . فارغ التحصیلان شامل لنگستون هیوز و تورگود مارشال هستند. انیشتین درباره نژادپرستی در آمریکا سخنرانی کرد و افزود: "من قصد ندارم در مورد آن ساکت باشم." [158] یکی از ساکنان پرینستون به یاد می آورد که اینشتین زمانی شهریه کالج را برای یک دانشجوی سیاه پوست پرداخت کرده بود. [157] انیشتین گفته است: "از آنجایی که خود یهودی هستم، شاید بتوانم احساس سیاه پوستان را به عنوان قربانیان تبعیض درک کنم و با آن همدلی کنم." [154]
زندگی شخصی
1:31شروع سخنرانی آلبرت انیشتین در 11 آوریل 1943 برای درخواست متحد یهودی (ضبط شده توسط Radio Universidad Nacional de La Plata، آرژانتین)
"خانم ها (سرفه) و آقایان، عصر ما به پیشرفتی که در رشد فکری انسان داشته است افتخار می کند، جستجو و تلاش برای رسیدن به حقیقت و معرفت یکی از عالی ترین ویژگی های انسان است..."
کمک به اهداف صهیونیستی
انیشتین در سال 1947
اینشتین یکی از رهبران برجسته در کمک به تأسیس دانشگاه عبری اورشلیم بود، [159] که در سال 1925 افتتاح شد و یکی از اولین شورای حکام آن بود. پیش از این، در سال 1921، بیوشیمیدان و رئیس سازمان جهانی صهیونیسم ، Chaim Weizmann ، از او خواسته شد تا برای جمع آوری بودجه برای دانشگاه برنامه ریزی شده کمک کند. [160] او همچنین پیشنهادات مختلفی را در مورد برنامه های اولیه آن ارائه کرد.
در میان آنها، او ابتدا به ایجاد یک موسسه کشاورزی به منظور سکونت در زمینهای توسعه نیافته توصیه کرد. او پیشنهاد کرد که باید توسط یک مؤسسه شیمی و یک مؤسسه میکروبیولوژی برای مبارزه با اپیدمیهای مختلف مانند مالاریا ، که او آن را «شیطانی» نامید که یک سوم توسعه کشور را تضعیف میکند، دنبال شود. [161] تأسیس یک مؤسسه شرق شناسی، که شامل دوره های زبانی که به دو زبان عبری و عربی ارائه می شود، برای کاوش علمی کشور و بناهای تاریخی آن نیز مهم بود. [162]
انیشتین یک ناسیونالیست نبود . او مخالف ایجاد یک کشور مستقل یهودی بود که بدون کمک او به عنوان اسرائیل در سال 1948 تأسیس می شد. انیشتین احساس می کرد که امواج یهودیان آلیه می توانند در کنار اعراب موجود در فلسطین زندگی کنند . [163]
Chaim Weizmann بعدها اولین رئیس جمهور اسرائیل شد. دیوید بن گوریون نخست وزیر پس از مرگ او در نوامبر 1952 و به اصرار ازریل کارلباخ ، به انیشتین پیشنهاد داد تا به عنوان رئیس جمهور اسراییل ، یک پست بیشتر تشریفاتی، انتخاب شود. [164] [165] این پیشنهاد توسط سفیر اسرائیل در واشنگتن، ابا ابان ارائه شد ، که توضیح داد که این پیشنهاد "مظهر عمیق ترین احترامی است که مردم یهود می توانند برای هر یک از فرزندان خود قائل شوند". [166] انیشتین نپذیرفت و در پاسخ خود نوشت که "عمیقا متأثر شد" و "در یک لحظه متأسف و شرمنده" بود که نمی توانست آن را بپذیرد. [166]
عشق به موسیقی
آلبرت انیشتین (راست) با نویسنده، موسیقیدان و برنده جایزه نوبل رابیندرانات تاگور ، 1930
انیشتین در سنین پایین به موسیقی قدردانی کرد. او در مجلات متأخر خود نوشت:
"اگر من یک فیزیکدان نبودم، احتمالاً یک موسیقیدان می شدم. اغلب به موسیقی فکر می کنم. من رویاهایم را در موسیقی زندگی می کنم. من زندگی خود را در قالب موسیقی می بینم... من بیشترین لذت را در زندگی از موسیقی دریافت می کنم." [167] [168]
مادرش به خوبی پیانو می نواخت و می خواست که پسرش ویولن را بیاموزد تا نه تنها عشق به موسیقی را در او القا کند بلکه به او کمک کند تا با فرهنگ آلمانی آشنا شود . به گفته رهبر ارکستر لئون بوتشتاین ، انیشتین در 5 سالگی شروع به نواختن کرد. با این حال، او در آن سن از آن لذت نمی برد. [169]
وقتی 13 ساله شد، سونات های ویولن موتزارت را کشف کرد ، پس از آن شیفته ساخته های موتزارت شد و با میل بیشتری به مطالعه موسیقی پرداخت. انیشتین به خود آموخت که بدون «تمرین منظم» بازی کند. او گفت که "عشق معلمی بهتر از احساس وظیفه است." [169] در سن 17 سالگی، هنگام نواختن سونات های ویولن بتهوون توسط یک ممتحن مدرسه در آراو شنیده شد . ممتحن پس از آن اظهار داشت که بازی او "قابل توجه و آشکار کننده "بینش عالی " بود. بوتشتاین می نویسد، آنچه که امتحان کننده را تحت تأثیر قرار داد این بود که انیشتین "عشق عمیقی به موسیقی نشان داد، کیفیتی که کم بود و باقی می ماند. موسیقی برای این دانش آموز معنای غیرعادی داشت.
موسیقی از آن دوره به بعد نقشی محوری و همیشگی در زندگی انیشتین ایفا کرد. اگرچه ایده تبدیل شدن به یک نوازنده حرفه ای در هیچ زمانی در ذهن او نبود، اما در میان کسانی که انیشتین با آنها موسیقی مجلسی می نواخت ، تعداد کمی از افراد حرفه ای از جمله کورت آپلباوم بودند و او برای مخاطبان و دوستان خصوصی اجرا می کرد. موسیقی مجلسی همچنین زمانی که در برن، زوریخ و برلین زندگی میکرد، به بخشی منظم از زندگی اجتماعی او تبدیل شده بود، جایی که او با مکس پلانک و پسرش و دیگران مینواخت. او گاهی به اشتباه به عنوان ویراستار کاتالوگ آثار موتزارت در سال 1937 شناخته می شود. آن نسخه توسط آلفرد انیشتین تهیه شده است، که احتمالاً یک رابطه دور بوده است. [170] [171]
در سال 1931، در حالی که مشغول تحقیق در موسسه فناوری کالیفرنیا بود، از هنرستان خانواده زولنر در لس آنجلس بازدید کرد، جایی که برخی از آثار بتهوون و موتزارت را با اعضای کوارتت زولنر نواخت . [172] [173] در اواخر عمرش، هنگامی که کوارتت جویلیارد جوان در پرینستون به دیدار او رفتند، ویولن خود را با آنها نواخت، و کوارتت تحت تأثیر سطح هماهنگی و لحن انیشتین قرار گرفت. [169]
دیدگاه های سیاسی
نوشتار اصلی: دیدگاههای سیاسی آلبرت انیشتین
آلبرت انیشتین به همراه همسرش السا انیشتین و رهبران صهیونیست، از جمله رئیس جمهور آینده اسرائیل ، چایم وایزمن ، همسرش ورا وایزمن ، مناهم اوسیشکین ، و بن زیون موسینسون هنگام ورود به شهر نیویورک در سال 1921
در سال 1918، اینشتین یکی از اعضای موسس حزب دموکرات آلمان ، یک حزب لیبرال بود. [174] بعدها در زندگی خود، دیدگاه سیاسی انیشتین به نفع سوسیالیسم و انتقاد از سرمایه داری بود، که او در مقالات خود مانند " چرا سوسیالیسم؟ " [175] [176] نظرات او در مورد بلشویک ها نیز با گذشت زمان تغییر کرد. در سال 1925، او آنها را به دلیل نداشتن "نظام حکومتی منظم" مورد انتقاد قرار داد و حکومت آنها را "رژیم وحشت و تراژدی در تاریخ بشریت" نامید. او بعداً دیدگاه معتدلتری را اتخاذ کرد و روشهای آنها را نقد کرد اما آنها را ستود، که در اظهارات او در سال 1929 درباره ولادیمیر لنین نشان داده شد.: "در لنین من مردی را گرامی می دارم که با فداکاری کامل شخص خود تمام انرژی خود را صرف تحقق عدالت اجتماعی کرده است. روش های او را صلاح نمی دانم. اما یک چیز مسلم است: مردانی مانند او نگهبان و تجدید کننده هستند. از وجدان بشریت." [177] انیشتین پیشنهاد داد و از او خواسته شد تا در مورد موضوعاتی که اغلب به فیزیک نظری یا ریاضیات مرتبط نیستند، قضاوت و نظر کند. [135] او قویاً از ایده یک حکومت جهانی دموکراتیک حمایت می کرد که قدرت دولت-ملت ها را در چارچوب یک فدراسیون جهانی بررسی کند. [178] او نوشت: "من از حکومت جهانی دفاع می کنم زیرا متقاعد شده ام که هیچ راه ممکن دیگری برای از بین بردن وحشتناک ترین خطری که انسان تاکنون در آن قرار گرفته است وجود ندارد."[179] FBI در سال 1932 یک پرونده مخفی در مورد انیشتین ایجاد کرد و تا زمان مرگ او پرونده FBI او 1427 صفحه بود. [180]
انیشتین عمیقاً تحت تأثیر مهاتما گاندی قرار گرفت و با او نامه های مکتوب رد و بدل کرد. او گاندی را "الگویی برای نسل های آینده" توصیف کرد. [181] ارتباط اولیه در 27 سپتامبر 1931 برقرار شد، زمانی که ویلفرد اسرائیل مهمان هندی خود VA Sundaram را برد.برای ملاقات با دوستش انیشتین در خانه تابستانی اش در شهر کاپوت. ساندارام شاگرد و فرستاده ویژه گاندی بود که ویلفرد اسرائیل در سال 1925 هنگام بازدید از هند و بازدید از خانه رهبر هند با وی ملاقات کرد. در طول این دیدار، انیشتین نامه کوتاهی به گاندی نوشت که از طریق فرستاده خود به او تحویل داده شد و گاندی به سرعت با نامه او پاسخ داد. نامه خود اگرچه در نهایت انیشتین و گاندی نتوانستند آنطور که آرزو می کردند ملاقات کنند، ارتباط مستقیم بین آنها از طریق ویلفرد اسرائیل برقرار شد. [182]
در این وبلاگ به ریاضیات و کاربردهای آن و تحقیقات در آنها پرداخته می شود. مطالب در این وبلاگ ترجمه سطحی و اولیه است و کامل نیست.در صورتی سوال یا نظری در زمینه ریاضیات دارید مطرح نمایید .در صورت امکان به آن می پردازم. من دوست دارم برای یافتن پاسخ به سوالات و حل پروژه های علمی با دیگران همکاری نمایم.در صورتی که شما هم بامن هم عقیده هستید با من تماس بگیرید.