"The Gherkin" ، [1] 30 St Mary Axe ، لندن ، 2003 ، تکمیل کرد ، یک جامد کاملاً انقلابی طراحی شده است .
معبد کندریه مهادهوا (حدود 1030) ، خواجواهاهو ، هند ، نمونه ای از معماری مذهبی با ساختاری شبیه به فراکتال است که بخش های زیادی از آن شبیه به کل است. [2]
ریاضیات و معماری مرتبط هستند ، زیرا ، مانند سایر هنرها ، معماران به دلایل مختلف از ریاضیات استفاده می کنند. جدا از ریاضیات مورد نیاز هنگام ساختمانهای مهندسی ، معماران از هندسه استفاده می کنند : برای تعریف شکل مکانی یک ساختمان. از Pythagoreans قرن ششم قبل از میلاد به بعد ، برای ایجاد اشکال در نظر گرفته شده به عنوان هماهنگ ، و در نتیجه به ساختمان و محیط اطراف آنها مطابق با اصول ریاضی ، زیبایی شناختی و گاهی اوقات مذهبی. برای تزئین ساختمانها با اشیاء ریاضی مانند tessellations؛ و رسیدن به اهداف محیطی ، از جمله به حداقل رساندن سرعت باد در اطراف پایه های ساختمانهای بلند.
در مصر باستان ، یونان باستان ، هند و جهان اسلام بناهایی از جمله اهرام ، معابد ، مساجد ، کاخ ها و مقبره ها به نسبت های مذهبی به نسبت های خاصی بنا شده بودند. در معماری اسلامی از اشکال هندسی و الگوهای کاشی کاری هندسی برای تزئین ساختمانها ، چه در داخل و خارج استفاده می شود. برخی از معابد هندو دارای ساختاری شبیه به فراکتال هستند که بخش هایی از آن شبیه به کل هستند و پیامی را درباره بی نهایت در کیهان شناسی هندو منتقل می کنند . در معماری چینی از tulou از استان فوجیانساختارهای دفاعی دایره ای و جمعی هستند. در قرن بیست و یکم ، مجدداً از تزئینات ریاضی برای پوشش ساختمان های عمومی استفاده می شود.
در دوره رنسانس معماری ، تقارن و تناسب عمدا توسط معماران مانند تاکید شد لئون باتیستا آلبرتی ، سباستیانو Serlio و آندریا پالادیو ، تحت تأثیر ویتروویوس را architectura د از رم باستان و حسابی از فیثاغوریان از یونان باستان. در اواخر قرن نوزدهم ، ولادیمیر شوخوف در روسیه و آنتونی گائودی در بارسلونا پیشگام استفاده از ساختارهای هایپروبلوئیدی شدند . در Sagrada Família ، گائو نیز گنجانیده شده استهذلولی paraboloids ، موزائیککاری، قوس منحنی زنجیری ، catenoids ، helicoids ، و حکومت سطوح . در قرن بیستم ، سبک هایی مانند معماری مدرن و دکونوساختاریسم برای دستیابی به جلوه های مورد نظر هندسه های مختلفی را کاوش کردند. سطوح حداقل در پوشش های خیمه مانند خیمه مانند فرودگاه بین المللی دنور مورد بهره برداری قرار گرفته است ، در حالی که ریچارد باکمینستر فولر در استفاده از سازه های پوسته نازک قوی معروف به گنبدهای ژئودزیک پیشگام بود .
فهرست
- 1زمینه های متصل
- 2زیبایی شناسی سکولار
- 3اصول دینی
- 4دکوراسیون ریاضی
- 5دفاع
- 6اهداف محیطی
- 7همچنین ببینید
- 8یادداشت
- 9منابع
- 10لینک های خارجی
زمینه های متصل [ ویرایش ]
در دوره رنسانس ، یک معمار مانند لئون باتیستا آلبرتی انتظار می رفت به آگاه در بسیاری از رشته، از جمله حساب و هندسه .
معماران مایکل اوستوالد و کیم ویلیامز ، با توجه به روابط بین معماری و ریاضیات ، توجه دارند که زمینه هایی که معمولاً درک می شوند ممکن است فقط ضعیف به هم وصل شوند ، زیرا معماری حرفه ای است که مربوط به ماده عملی ساخت ساختمان ها است ، در حالی که ریاضیات خالص است. مطالعه تعداد و اشیاء انتزاعی دیگر. اما ، آنها معتقدند ، این دو به شدت پیوند خورده اند و از زمان باستان بوده است . در روم باستان ، ویتروویوس معمار را به عنوان مردی توصیف می کرد که به اندازه کافی از رشته های دیگر ، به ویژه هندسه، به او این امکان را بدهد که در تمام مناطق مورد نیاز دیگر ، مانند ماسون و نجار ، از صنعتگران ماهر نظارت داشته باشد. همین مورد در قرون وسطا اعمال می شود ، جایی که فارغ التحصیلان در کنار برنامه های اساسی گرامر ، منطق و بلاغت ( چیزهای بی اهمیت ) در سالن های ظریف ساخته شده توسط سازندگان استاد که بسیاری از صنعتگران را راهنمایی کرده بودند ، حساب ، هندسه و زیبایی شناسی را فرا می گرفتند . به استاد سازنده در صدر حرفه خود عنوان معمار یا مهندس تعلق گرفت. در دوره رنسانس از چهارگانه از حساب، هندسه، موسیقی و نجوم برنامه درسی اضافی مورد انتظار از شد مرد رنسانس مانند لئون باتیستا آلبرتی . به همین ترتیب در انگلیس ، آقاکریستوفر رن ، که امروزه به عنوان یک معمار شناخته می شود ، ابتدا یک ستاره شناس برجسته بود. [3]
ویلیامز و اوستوالد ، ضمن بررسی اجمالی تعامل ریاضیات و معماری از سال 1500 طبق رویکرد جامعه شناس آلمانی تئودور آدورنو ، سه گرایش را در بین معماران مشخص می کنند ، یعنی: انقلابی بودن ، معرفی ایده های کاملاً جدید. ارتجاعی ، عدم ارائه تغییر؛ یا احیاگر ، واقعاً به عقب می روند. آنها معتقدند كه معماران در زمان احیاگرانه از جستجوی ریاضیات برای الهام گرفتن خودداری كرده اند. این توضیح می دهد که چرا در دوره های احیاگرایی ، مانند احیا گوتیک در قرن 19 انگلیس ، معماری ارتباط چندانی با ریاضیات نداشت. به همین میزان ، آنها توجه دارند كه در زمانهای ارتجاعی مانند منیسم ایتالیااز حدود 1520 تا 1580 ، یا حرکات باروک و پالادیان قرن 17th ، ریاضیات به سختی مشاوره شد. در مقابل، جنبش اوایل قرن 20 انقلابی مانند فوتوریسم و سازه فعالانه ایده های قدیمی را رد کرد، با استقبال ریاضیات و منجر به مدرن معماری. در اواخر قرن بیستم نیز هندسه هندسی فراکتال به سرعت مورد استفاده معماران قرار گرفت ، همانطور که کاشی کاری های آپریودیک بود ، تا پوشش های جالب و دیدنی را برای ساختمانها فراهم کند. [4]
معماران به دلایل مختلف از ریاضیات استفاده می كنند و استفاده لازم از ریاضیات را در مهندسی ساختمانها كنار می گذارند . [5] اولاً ، آنها از هندسه استفاده می كنند زیرا فرم فضایی ساختمان را مشخص می كند. [6] ثانیا ، آنها از ریاضیات برای طراحی فرم هایی استفاده می کنند که زیبا یا هماهنگ در نظر گرفته شوند . [7] از زمان فیثاغورس با فلسفه دینی خود از تعداد، [8] معماران در یونان باستان ، روم باستان ، در جهان اسلام و رنسانس ایتالیا انتخاب کرده نسبتاز محیط ساخته شده - ساختمان ها و محیط طراحی شده آنها - مطابق با اصول ریاضی و همچنین زیبایی شناسی و گاه دینی. [9] [10] [11] [12] سوم ، آنها ممکن است از اشیاء ریاضی مانند tessellations برای تزئین ساختمانها استفاده کنند. [13] [14] چهارم ، آنها ممکن است از ریاضیات در قالب مدل سازی رایانه برای رسیدن به اهداف محیطی استفاده کنند ، از جمله اینکه جریان های هوایی گرداب را در پایه ساختمانهای بلند به حداقل می رسانند. [1]
منبع
در این وبلاگ به ریاضیات و کاربردهای آن و تحقیقات در آنها پرداخته می شود. مطالب در این وبلاگ ترجمه سطحی و اولیه است و کامل نیست.در صورتی سوال یا نظری در زمینه ریاضیات دارید مطرح نمایید .در صورت امکان به آن می پردازم. من دوست دارم برای یافتن پاسخ به سوالات و حل پروژه های علمی با دیگران همکاری نمایم.در صورتی که شما هم بامن هم عقیده هستید با من تماس بگیرید.