۱. علت وجود چارت (مفهوم و ضرورت آن)
بسیاری از فضاهای هندسی در مقیاس سراسری، دارای خمش، پیچیدگی و ساختاری نااقلیدسی هستند (مانند رویهٔ کره یا چنبره) و نمیتوان یک دستگاه مختصات سراسری اقلیدسی را بر کل فضای آنها اعمال کرد. ضرورت بهرهگیری از چارت در دو اصل خلاصه میشود:
یک) انتقال محاسبات و حساب دیفرانسیل:
چارتها پیوند میان یک فضای خمیدهٔ انتزاعی و فضای تخت اقلیدسی را برقرار میسازند. با این ابزار، مفاهیمی چون پیوستگی، مشتقپذیری، بردار مماس و انتگرالگیری روی منیفلد به محاسباتِ شناختهشده در فضای اقلیدسی تبدیل میشوند.
دو) دستگاه مختصات موضعی:
هر چارت به نقاط یک همسایگی باز، یک چندتایی مرتب از اعداد حقیقی نسبت میدهد.
از دیدگاه صوری، چارت یک جفت مرتب مانند (U, φ) است که در آن U مجموعهای باز در منیفلد M و φ یک نگاشت دوسویی و دوطرفه پیوسته (هومئومورفیسم) به یک زیرمجموعهٔ باز در فضای اقلیدسی است:
(U, φ) : φ : U → V ⊆ ℝⁿ
۲. تعریف اطلس
چون یک چارت بهتنهایی معمولاً قادر به پوششِ تمام سطح منیفلد نیست، مجموعهای از چارتها برای پوشش کامل فضا گردآوری میشوند.
خانوادهای از چارتها بهصورت {(Uα, φα)} را روی فضای M یک اطلس مینامند هرگاه دو شرط زیر برقرار باشد:
شرط اول (پوشش سراسری):
اجتماع مجموعههای باز Uα، کل فضای M را بپوشاند:
⋃ Uα = M
شرط دوم (سازگاری در اشتراکها / نگاشتهای انتقال):
در نواحی همپوشان دو چارت، نگاشت تغییر مختصات روی زیرمجموعههای اقلیدسی هموار و خوشتعریف باشد:
Uα ∩ Uβ ≠ ∅ ⇒ φβ ∘ φα⁻¹ : φα(Uα ∩ Uβ) → φβ(Uα ∩ Uβ)
۳. تعریف منیفلد (چندلایه)
یک منیفلد توپولوژیک nبُعدی، فضای توپولوژیکی مانند M است که سه ویژگی بنیادین زیر را دارا باشد:
یک) اقلیدسی موضعی بودن (Locally Euclidean):
هر نقطهٔ m از M دارای همسایگی بازی است که با یک مجموعهٔ باز از فضای اقلیدسی ℝⁿ هومئومورف است.
دو) هاسدورف بودن (Hausdorff / T₂):
برای هر دو نقطهٔ متمایز m₁ و m₂ در M، دو مجموعهٔ باز مجزای V₁ و V₂ وجود داشته باشند که نقاط را جدا سازند:
m₁ ≠ m₂ ∈ M ⇒ ∃ V₁, V₂ باز : m₁ ∈ V₁ , m₂ ∈ V₂ , V₁ ∩ V₂ = ∅
سه) شمارای دوم بودن (Second-Countable):
توپولوژی فضای M دارای یک پایهٔ شمارا از مجموعههای باز باشد که مانع از بروز ناهنجاریهای ابعادی میگردد.
۴. همانریختی (هومئومورفیسم / Homomorphism)
اصطلاح همانریختی در ریاضیات متناسب با بسترِ بحث (توپولوژی یا جبر) به دو مفهوم بنیادین اطلاق میگردد:
الف) یکنواختی توپولوژیکی (Homeomorphism / هومئومورفیسم):
در بستر هندسه و منیفلدها، نگاشت f میان دو فضای توپولوژیک X و Y یک همانریختی توپولوژیک است هرگاه:
۱. f یک نگاشت دوسویی (یکبهیک و پوشا) باشد.
۲. نگاشت f پیوسته باشد.
۳. نگاشت معکوس f⁻¹ نیز پیوسته باشد.
f : X → Y , f و f⁻¹ پیوسته
وجود چنین نگاشتی نشان میدهد که دو فضا از دیدگاه توپولوژیکی همارز و تغییرشکلپذیر به یکدیگرند (مانند نگاشت هر چارت به تصویرش در ℝⁿ).
ب) همانریختی جبری (Homomorphism / همومورفیسم):
در بستر جبر و ساختارهای ساختیافته (مانند گروهها، حلقهها یا مدولها)، نگاشتی میان دو ساختار است که اعمال جبری را حفظ میکند. برای نمونه برای دو گروه G و H:
f : G → H , ∀ a, b ∈ G : f(a * b) = f(a) · f(b)
در مطالعهٔ منیفلدها، همانریختی توپولوژیک (هومئومورفیسم) اساسِ اتصالِ چارت به فضای اقلیدسی و حفظِ ویژگیهای موضعی است.
در این وبلاگ به ریاضیات و کاربردهای آن و تحقیقات در آنها پرداخته می شود. مطالب در این وبلاگ ترجمه سطحی و اولیه است و کامل نیست.در صورتی سوال یا نظری در زمینه ریاضیات دارید مطرح نمایید .در صورت امکان به آن می پردازم. من دوست دارم برای یافتن پاسخ به سوالات و حل پروژه های علمی با دیگران همکاری نمایم.در صورتی که شما هم بامن هم عقیده هستید با من تماس بگیرید.