تعاریف و مبانی در وادی جبر و هندسه
در این مقام، به ایجاز و اختصار، تعاریفی که در اوراقِ مذکور به قلمِ شما آمده است را مرور میکنیم:
۱. حاصلضرب ایدهآلها
تعریف: اگر I و J دو ایدهآل در حلقهی R باشند، حاصلضربِ آنها (I * J) به صورتِ مجموعهی تمامِ مجموعههایِ متناهی از ضربهایِ عناصرِ I و J تعریف میشود.
نکتهی کلیدی: همواره اشتراکِ دو ایدهآل، ظرفی بزرگتر از حاصلضربِ آنهاست؛ یعنی (I * J) زیرمجموعهی (I ∩ J) است.
۲. موضعیسازی (Localization)
تعریف: برای یک حلقه A و زیرمجموعهی ضربی S، موضعیسازی (S-1A) حلقهای است که در آن تمامِ عناصرِ S وارونپذیر شدهاند. عناصرِ این حلقه به شکل کسرِ (a/s) نمایش داده میشوند.
مثال: اگر S مجموعه عناصری باشد که عضوِ ایدهآلِ اول P نیستند، موضعیسازی نسبت به S منجر به ایجادِ یک «حلقهی موضعی» میشود که تنها یک ایدهآلِ ماکسیمالِ یگانه دارد.
۳. تابعِ گویا (Rational Function)
تعریف: تابع گویا رویِ یک چندگونایِ جبری (V)، تابعی است که به صورتِ محلی به شکلِ خارجقسمتِ دو چندجملهایِ (P / Q) تعریف میشود.
مثال: در یک پوششِ باز از فضایِ V، این تابع به ازایِ هر بخشِ باز Uα به صورتِ (Pα / Qα) ظاهر میشود، مشروط بر آنکه مخرج (Qα) در آن ناحیه صفر نگردد.
۴. پیشدسته (Presheaf)
تعریف: پیشدسته رویِ یک فضایِ توپولوژیک، نگاشتی است که به هر مجموعهی باز (U)، یک گروه (یا حلقه)ی A(U) اختصاص میدهد، به گونهای که برایِ هر شمولِ (U ⊆ V)، یک «نگاشتِ محدودسازی» وجود داشته باشد.
دو اصلِ بنیادین (Axioms):
- اصلِ همانی: محدودسازیِ یک مقطع به همان مجموعهی خودش، تغییری ایجاد نمیکند (نگاشتِ همانی است).
- اصلِ ترکیب: محدودسازیِ پیاپی (از W به V و سپس از V به U) با محدودسازیِ مستقیم (از W به U) یکی است.
«چنانکه قطرهای در بطنِ دریا فانی شود، ضربِ ایدهآلها نیز در اشتراکِ خویش به وحدت میرسد؛ و این است سرّ تکرار و بقا در عالمِ جبر.»
در این وبلاگ به ریاضیات و کاربردهای آن و تحقیقات در آنها پرداخته می شود. مطالب در این وبلاگ ترجمه سطحی و اولیه است و کامل نیست.در صورتی سوال یا نظری در زمینه ریاضیات دارید مطرح نمایید .در صورت امکان به آن می پردازم. من دوست دارم برای یافتن پاسخ به سوالات و حل پروژه های علمی با دیگران همکاری نمایم.در صورتی که شما هم بامن هم عقیده هستید با من تماس بگیرید.