تثبیتکنندهها، بلاکها و نرمال بودن
در این بخش از یادداشتها، پیوند میان تثبیتکننده، مدار، بلاک و زیرگروههای میانی بررسی میشود. ایدهٔ اصلی این است که از رفتار یک نقطه در کنش گروهی، میتوان به ساختار کلی گروه و حتی نرمال بودن بعضی زیرگروهها رسید.
فرض آغازین
فرض میشود گروه G حلپذیر است؛ یعنی مشتقهای پیاپی آن در نهایت به همانی میرسند و به صورت G(n)=1 نوشته میشود.
اگر Ω مجموعهای باشد که G بر آن عمل میکند و α∈Ω، آنگاه تثبیتکنندهٔ α برابر است با Gα={g∈G | gα=α}.
زیرگروه میانی و تثبیتکننده
در تصاویر، زیرگروهی مانند H در نظر گرفته شده که بین تثبیتکننده و خود گروه قرار دارد؛ یعنی Gα≤H≤G.
سپس از رفتار مزدوجگیری استفاده میشود و نوشته میشود که برای هر h∈H داریم Gαh=Gα و در نتیجه Gαh=Gα≤Hh=H.
مقصود این است که تثبیتکننده، نسبت به عناصر این زیرگروه، در همان چارچوب باقی میماند.
حکم مربوط به نرمال بودن
یکی از احکام کلیدیِ استخراجشده این است که اگر برای هر β∈Ω داشته باشیم Gβ≤H، آنگاه نتیجه میشود H⊴G.
البته این نتیجه باید با همان فرضهای موجود در متنِ دستنویس فهمیده شود؛ یعنی به صورت یک قضیهٔ مطلق و بدون فرضهای کنش نباید نقل شود. اما در فضای همین یادداشتها، مقصود این است که اگر همهٔ تثبیتکنندهها درون H قرار بگیرند، آنگاه H در برابر مزدوجگیریهای گروه پایدار میشود و نرمال بودن به دست میآید.
بلاک و شرط آن
اگر X⊆Ω باشد، شرط بلاک بودن چنین نوشته میشود: برای هر g∈G یا Xg∩X=∅ و یا Xg=X.
یعنی تصویرِ X تحت عملِ هر عنصر گروه، یا با خود X هیچ اشتراکی ندارد، یا کاملاً با آن یکی است. این همان تعریف استاندارد بلاک در نظریهٔ کنش گروههاست.
در متن، بلاک به صورت مداری از یک زیرگروه میانی هم ظاهر میشود؛ یعنی X=αH.
اگر اشتراک ناتهی باشد
اگر فرض شود Xg∩X≠∅، آنگاه عناصری h1,h2∈H وجود دارند بهطوریکه (αh1)g=αh2.
از این رابطه در متن نتیجه گرفته میشود که h1gh2-1∈Gα و چون Gα≤H، پس h1gh2-1∈H. از اینجا با توجه به اینکه h1,h2∈H، نتیجه میشود g∈H.
پس اگر تصویرِ X با خودِ X اشتراک داشته باشد، آن عنصر ناچار در H است؛ و این همان چیزی است که در اثبات بلاک بودنِ X=αH به کار میآید.
البته چون بخشی از دستخط دشوارخوان است، ترتیب دقیق توانها و قرارداد کنش باید مطابق نسخهٔ اصلی بررسی شود؛ اما مضمون استدلال همین است.
اندازهٔ مدار
اگر X=αH باشد، اندازهٔ این مدار با شاخص تثبیتکننده سنجیده میشود و به صورت |X|=[H:Hα] نوشته میشود.
در این متن، چون تثبیتکنندهٔ α در H همان برشِ طبیعیِ تثبیتکنندهٔ کلی است، از آن به صورت Hα=Gα نیز یاد شده و بنابراین میتوان نوشت |X|=[H:Gα]. این برابری نیز باید در چارچوب فرضهای همان کنش فهمیده شود.
همچنین در یادداشتها زنجیرهٔ زیرگروهها به صورت Gα حالت نهایی اگر در حالت خاص H=G باشد، آنگاه فرمول شاخص به صورت [G:Gα]=|X| درمیآید. در این صورت اگر اندازهٔ مدار با کل مجموعه برابر شود، نتیجه میشود X=Ω. پس مسیر کلیِ استدلال این است که از یک نقطه و تثبیتکنندهٔ آن آغاز میکنیم، سپس زیرگروه میانی H را در نظر میگیریم، بعد مدار αH را به عنوان یک بلاک بررسی میکنیم، و از این راه به ساختار کلی کنش و جایگاه نرمال بودن میرسیم. فهرست فشردهٔ احکام استخراجشده 1) G(n)=1. 2) Gα={g∈G | gα=α}. 3) Gα≤H≤G. 4) Gαh=Gα≤Hh=H. 5) اگر برای هر β∈Ω داشته باشیم Gβ≤H، آنگاه H⊴G. 6) شرط بلاک: Xg∩X=∅ یا Xg=X. 7) اگر Xg∩X≠∅، آنگاه برای بعضی h1,h2∈H داریم (αh1)g=αh2. 8) از این رابطه نتیجه میشود h1gh2-1∈Gα≤H و در نهایت g∈H. 9) اگر X=αH، آنگاه |X|=[H:Hα] و در متن به صورت |X|=[H:Gα] نیز آمده است. 10) در حالت H=G داریم [G:Gα]=|X| و در صورت برابری با کل مجموعه، X=Ω. خلاصه آنکه این تصاویر ناظر به رابطهٔ عمیق میان تثبیتکنندهها و بلاکها و زیرگروههای میانی هستند؛ رابطهای که در نظریهٔ کنش گروهها، بهویژه در بحث کنشهای انتقالی و نامتعالی، نقش اساسی دارد.
در این وبلاگ به ریاضیات و کاربردهای آن و تحقیقات در آنها پرداخته می شود. مطالب در این وبلاگ ترجمه سطحی و اولیه است و کامل نیست.در صورتی سوال یا نظری در زمینه ریاضیات دارید مطرح نمایید .در صورت امکان به آن می پردازم. من دوست دارم برای یافتن پاسخ به سوالات و حل پروژه های علمی با دیگران همکاری نمایم.در صورتی که شما هم بامن هم عقیده هستید با من تماس بگیرید.