یادِ استاد؛ در هندسهیِ جان
سپاسِ خداوندی را که خطوطِ آفرینش را به پرگارِ تقدیر نگاشت و سطوحِ بینش را بر مبنایِ تنویر کاشت. برهان را مونسِ یقین ساخت و عرفان را منزلِ متّقین نواخت. و سلام بر آن مروّجِ خرد، استادی که تختهسیاه را محرابِ مناجات میکرد و بیانِ ریاضی را شرابِ طهورِ نجات میپرورد. شکستهنَفسی خرقهٔ وجودش بود و گشادهرویی سجیهٔ سجودش. با شاگردان به مِهر پدری همعنان، و در اقامهٔ حجّت و اتقان، سرآمدِ اهلِ زمان بود. یادش در جانِ این سطور باقی، و راهش پر رهرو باد.
📜 مثنویِ درس
گفت استاد آنکه جانش پاک بود
فارغ از غوغایِ این خاشاک بود:
ای پسر، بر پایِ استدلال رو
سویِ کشفِ پردههایِ حال رو
ظنّ و تخمین، رهزنِ جانِ تو شد
بندِ زنجیرِ گریبانِ تو شد
رسمِ دانش، سرفرازی جستن است
زنگِ شَک از رویِ باطن شستن است
فرصتِ امروز را ارزان مده
عمرِ گوهر را به دستِ آن مده.
📐 هندسه و تجرید
در نقطهای که فضا به کمال میرسد،
من در فضایِ مماس ایستادهام.
ما از مختصاتِ موضعی آغاز کردیم،
از نقشههایی که برایِ فهمِ حقیقت کشیدیم.
اما «ژاکوبی» تنها یک ماتریس نیست؛
آیینهای است برایِ دیدنِ تغییراتِ جان در جریانِ زمان.
«نگاشتِ خطی» پل است،
پلی میانِ دو جهانِ متمایز.
و «دیاگرامِ جابجایی» گواهی میدهد که:
مسیرها اگرچه گونهگوناند،
اما مقصدِ برهان، یکیست.
یادگارِ کلاسهای هندسه دیفرانسیل - دکتر علیاکبر عالمزاده