بخش ششم ــ محور دوم: تعاریف و فرضیات بنیادین
برای ورود به جهانِ ردهبندی نمایشها، نخست نیازمند تثبیتِ واژگان، تعاریفِ سنگبنایی و فرضیاتی هستیم که مرزهای این ساحت را تعیین میکنند:
۱. مدول تجزیهناپذیر و نماد ind Λ
مدول ناصفر M را تجزیهناپذیر (Indecomposable) مینامیم هرگاه نتوان آن را به صورت جمع مستقیم دو زیرمدول حقیقی تجزیه کرد:
M ≅ U ⊕ V ⇒ (U = 0 ∨ V = 0)
مجموعهٔ تمام ردههای یکریختی از این مدولهای متناهیتولیدشده را با نماد ind Λ (یا ind A در یادداشتها) نمایش میدهیم. طبق لم فیتینگ، شرط تجزیهناپذیری معادل است با آنکه حلقهٔ خودریختیهای مدول، یعنی End(M)، یک حلقهٔ موضعی باشد.
۲. شرط نوع نمایش متناهی (Finite Representation Type)
جبر Λ دارای نوع نمایش متناهی خوانده میشود هرگاه اقیانوسِ مدولهای تجزیهناپذیرِ آن کراندار و شمارشپذیر به تعداد متناهی باشد:
|ind Λ| < ∞
۳. مدولهای تکستونی و جبرهای ناکایاما (Nakayama)
مدول M را تکستونی (Uniserial) گویند هرگاه مشبکهٔ زیرمدولهای آن زنجیری خطی باشد؛ بدین معنا که دارای یک سری ترکیبی یکتا بوده و هیچ دوشاخگی در زیرمدولهای آن رخ ندهد.
جبر ناکایاما: جبری است که در آن تمامی مدولهای پروژکتیو و اینجکتیوِ چپ و راست، ساختاری تکستونی داشته باشند.
۴. جبرهای گروهی و فرض مشخصهٔ هیأت (Group Algebras)
در مطالعهٔ جبر گروهی kG، هیأت پایه k با مشخصهٔ p > 0 و گروه متناهی G مفروض است. کانونِ تحلیل بر روی ساختار زیرگروههای p-سیلو متمرکز است که منشأ رفتار نمایشی جبر خواهند بود.
۵. نمایش کوئیورها (Quiver Representations)
کوئیور Q = (Q0, Q1) با مجموعهای از رأسها و تیرها، چارچوبی ترکیبیاتی فراهم میسازد که در آن به هر رأس یک فضای برداری و به هر تیر یک تبدیل خطی نسبت داده میشود؛ ساختاری که زبان هندسی جبرهای مسیر را شکل میدهد.
در این وبلاگ به ریاضیات و کاربردهای آن و تحقیقات در آنها پرداخته می شود. مطالب در این وبلاگ ترجمه سطحی و اولیه است و کامل نیست.در صورتی سوال یا نظری در زمینه ریاضیات دارید مطرح نمایید .در صورت امکان به آن می پردازم. من دوست دارم برای یافتن پاسخ به سوالات و حل پروژه های علمی با دیگران همکاری نمایم.در صورتی که شما هم بامن هم عقیده هستید با من تماس بگیرید.