انحنا؛ رقصِ خشوع در بارگاهِ حقیقت
«چون بارِ امانت سنگین شود، قامتِ فضا خم میگردد»
در ساحتِ هندسهیِ اقلیدسی، همهچیز در وهمِ «راستیِ مطلق» سیر میکند؛ خطوط تا بینهایت بیهیچ انکساری پیش میروند، گویی هیچ حضوری در عالم نیست که مسیر را دگرگون سازد. اما در هندسهٔ منیفلدها، حقیقت دیگرگونه چهره میگشاید.
«انحنا، نشانهٔ تهی نبودن است. فضا تا زمانی صاف و تخت است که خالی از بارِ وجود باشد؛ اما چون حقیقتی در آن حلول کند، فضا به تسلیم واداشته میشود، انحنا میپذیرد و قامت میشکند.»
از خطِ مستقیم تا ژئودزیکِ تسلیم
عقلِ حسابگر میپندارد کوتاهترین فاصله، همواره خطی سرراست و بیاعتنا به پیرامون است. لیکن سالکی که در منیفلدِ انحنادار گام برمیدارد، درمییابد که زیباترین و کوتاهترین سلوک (همان ژئودزیک)، خمیدن به اقتضایِ گرانیگاهِ هستی است.
زمین و آسمان، به فرمانِ انحنا با یکدیگر پیوند میخورند. انحنایِ مثبت (چونان سپهرِ افلاک) جان را در آغوش میکشد و انحنایِ منفی (چونان زیناسبِ فراق) کثرات را به بیکرانگی پرتاب میکند؛ اما در هر دو، پیام یکی است: «هیچ حرکتی از جاذبهٔ مبدأ بینصیب نیست.»
قامتِ راست، نشانِ بیخبری است؛ در حضورِ شکوه، کمالِ سیر در انحناست.
در این وبلاگ به ریاضیات و کاربردهای آن و تحقیقات در آنها پرداخته می شود. مطالب در این وبلاگ ترجمه سطحی و اولیه است و کامل نیست.در صورتی سوال یا نظری در زمینه ریاضیات دارید مطرح نمایید .در صورت امکان به آن می پردازم. من دوست دارم برای یافتن پاسخ به سوالات و حل پروژه های علمی با دیگران همکاری نمایم.در صورتی که شما هم بامن هم عقیده هستید با من تماس بگیرید.