فضایِ مماس؛ تنفس در ساحتِ «آن»
«در پیچِ انحنا، برشی از بهشتِ استقامت»
اگر منیفلد، تصویرِ کلانِ هستی باشد که به زیرِ بارِ حقیقت، انحنا یافته است، پس «فضایِ مماس» ($T_pM$)، همان «لحظه» است؛ همان دمی که سالک در آن ایستاده و به افق مینگرد. در هر نقطه از این منیفلدِ بینهایت پیچیده، حقیقتی نهفته است: «هستی در موضعِ اکنون، مسطح است.»
«عجب! در جهانی که همهچیزش در انحناست و راهِ راست یافت نمیشود، در هر نقطه از این فضا، فضایی تخت و خطی وجود دارد که به ما اجازه میدهد "بردار" بسازیم، "سرعت" بگیریم و به سمتِ کمالِ خویش جهتگیری کنیم.»
خطِ مماس؛ معراجِ بردارها
فضایِ مماس، همان «امکانِ حرکت» است. در آنجایی که فضا به خود میپیچد و دیگر نمیتوان مستقیم رفت، این فضایِ مماس است که به ما آینهای از «فضایِ اقلیدسی» میدهد. اینجا، جایی است که ریاضیات به «اختیار» پیوند میخورد؛ هرچند مسیرِ کلی (ژئودزیک) را جاذبه تعیین میکند، اما در فضایِ مماسِ هر نقطه، ما آزادیِ انتخابِ «جهت» را داریم.
منیفلد، دیوانِ اشعارِ پیچیده است و فضایِ مماس، شرحِ آن «یک کلمهای» است که در هر لحظه بر زبان میآوریم. ما در فضایِ مماسِ «اکنون» زندگی میکنیم و در منیفلدِ «ابدیت» سیر میکنیم.
«هر نقطه، پنجرهای به بیکرانگی است؛ اگر بتوانی در "آن" بمانی، کلِ فضا در دستانِ تو خواهد بود.»
در این وبلاگ به ریاضیات و کاربردهای آن و تحقیقات در آنها پرداخته می شود. مطالب در این وبلاگ ترجمه سطحی و اولیه است و کامل نیست.در صورتی سوال یا نظری در زمینه ریاضیات دارید مطرح نمایید .در صورت امکان به آن می پردازم. من دوست دارم برای یافتن پاسخ به سوالات و حل پروژه های علمی با دیگران همکاری نمایم.در صورتی که شما هم بامن هم عقیده هستید با من تماس بگیرید.