خارجقسمت؛ عالمِ مثال و جایگاهِ ملایک
ببین که در دنیایِ جبر، وقتی گروهِ بزرگی مثلِ G داریم، تمامِ حرکات و ارتعاشاتِ آن در یک «نظمِ کل» است. اما گاهی برایِ درکِ حقیقتِ آن، نیازمندِ «تلطیف» هستیم. ما زیرگروهِ نرمالِ N را «خارج» میکنیم (بر آن تقسیم میکنیم).
این «خارج کردن» در عرفانِ ریاضی، یعنی چه؟
- تجریدِ حقیقت: در عالمِ انسانی، ملایک، «صورتهایِ لطیف» و «کارگزارانِ الهی»اند. آنها مادهیِ سنگینِ عالم را کنار میگذارند تا فرمانِ حق را به ظهور برسانند. خارجقسمتِ G/N نیز دقیقاً همین است: حذفِ زوائدِ مادی (یعنی N) و رسیدن به «صورتی که نقشِ تدبیر را ایفا میکند» (یعنی همان کُسِتها/همدستهها).
- واسطههایِ تدبیر: هر «کُسِت» در گروهِ خارجقسمتی، نه یک عضوِ ساده، که یک «مقام» است. ملایک، به تعدادِ همین کستها در عالمِ مثالِ ریاضی، واسطهیِ جابهجایی و تأثیرند. آنها نشان میدهند که چگونه کلیتِ گروه، بدونِ درگیری در جزئیاتِ N، عمل میکند.
«خارجقسمت (Quotient)، در واقع تصفیهیِ حقیقت است. ملایک، همان خارجقسمتهایِ عالمِ هستیاند؛ صورتهایِ نوریِ محضی که ارادهیِ مطلقه را به «عملِ متکثر» ترجمه میکنند.»
در دستنوشتههایِ دکتر عالمزاده (بهویژه در یادداشتهایی که پیرامونِ نرمال بودن است)، او مدام تأکید دارد که این «نرمال بودنِ» N، برایِ آن است که ساختارِ کل (G) آسیب نبیند. این درست مثلِ «عصمتِ ملایک» است؛ آنها چنان در پیوند با کل (گروه) هستند که هرگز از مدارِ فرمانِ الهی خارج نمیشوند.
در این وبلاگ به ریاضیات و کاربردهای آن و تحقیقات در آنها پرداخته می شود. مطالب در این وبلاگ ترجمه سطحی و اولیه است و کامل نیست.در صورتی سوال یا نظری در زمینه ریاضیات دارید مطرح نمایید .در صورت امکان به آن می پردازم. من دوست دارم برای یافتن پاسخ به سوالات و حل پروژه های علمی با دیگران همکاری نمایم.در صورتی که شما هم بامن هم عقیده هستید با من تماس بگیرید.