سایهسارِ میدانها: توازن میانِ درجه و پایه
چو به پهنهیِ میدانها قدم نهیم، پرسشی در دل خیزد که این توسیعها (Extensions) را چگونه میتوان به بندِ اندازهگیری کشید؟ گویی میدانِ مادر، ریشهای است که شاخ و برگِ توسیع از او میروید.
هندسهِ فضا، زبانِ جبر
توسیعِ میدان، خود به مثابهی یک «فضای برداری» است. برای آنکه قامتِ این فضا را بسنجیم، به مفهومِ «پایه» (Basis) دست نیاز میبریم. سوال این است: برای ساختنِ تمامِ عناصرِ میدانِ جدید، به چند عنصرِ پایه از میدانِ مادر نیاز داریم؟
طلسمِ تساویِ درجه و بعد
یادداشتهای دفتر، ما را به حقیقتی ناب میرساند. اگر بخواهیم یک عنصرِ جبری مانند α را به میدان F بیفزاییم، آنگاه درجهیِ چندجملهایِ مینیمالِ آن عنصر (یعنی همان کمترین توانی که آن را به صفر میرساند)، دقیقاً همان «بعدِ» فضایِ برداریِ حاصل است.
[F(α) : F] = deg(p(x))
این یعنی اگر چندجملهایِ ما از درجهیِ n باشد، پایهیِ ما نیز دقیقاً n عضو خواهد داشت:
{ 1, α, α2, ..., αn-1 }
«چون چندجملهایِ مینیمال، هویتِ عنصرِ جبری است، پس ابعادِ فضایِ گسترشِ آن نیز در آینهیِ درجهیِ همان چندجملهای، به تمامِ کمال منعکس میگردد.»
از سری نوشتارهای هندسه منیفلد و جبر میدانها
در این وبلاگ به ریاضیات و کاربردهای آن و تحقیقات در آنها پرداخته می شود. مطالب در این وبلاگ ترجمه سطحی و اولیه است و کامل نیست.در صورتی سوال یا نظری در زمینه ریاضیات دارید مطرح نمایید .در صورت امکان به آن می پردازم. من دوست دارم برای یافتن پاسخ به سوالات و حل پروژه های علمی با دیگران همکاری نمایم.در صورتی که شما هم بامن هم عقیده هستید با من تماس بگیرید.