🌀 هندسهٔ پیشرفته (دفتر نهم): محاسبهٔ تانسور انحنا روی کلاف تاتولوژیک
پویاییِ زیرفضاها: چگونه «عملگر تصویر» (PS) منشأ انحنای اتصال کانونی میشود؟
زیرفضا در سفر، حالش دگرگون میشود،
در میانِ انحنا، جانش به قانون میشود.
چون مشتقِ تصویرها در هم گره گردد عیان،
تانسورِ انحنا بود، رمزِ شکستِ هندسان.
۱. نقطهٔ آغاز: اتصال کانونی
برای مقطعی مانند s در کلاف تاتولوژیک γk، مشتق هموردا (Covariant Derivative) در جهتِ بردارِ مماس X، حاصلِ «مشتقِ معمولی» و «تصویرِ متعامد» است:
∇X s = PS ( X(s) )
که در آن PS عملگرِ تصویرِ متعامد روی زیرفضایِ S است.
۲. محاسبهٔ انحنا به زبانِ تصویر
تانسور انحنا با رابطهٔ R(X, Y)s = ∇X ∇Y s − ∇Y ∇X s − ∇[X, Y] s تعریف میشود.
با جایگذاریِ تعریفِ ∇:
∇X ∇Y s = PS ( X(PS(Y(s))) )
طبق قاعدهٔ لایبنیتس (مشتقِ ضرب):
∇X ∇Y s = PS(X(PS))s + PSPS(XYs) = PS(dX(PS))s + PS(XYs)
۳. فرمول نهایی: نمایش با ناوردایِ گراسمانی
پس از حذفِ ترمهای متقارن (که با [X, Y] ساده میشوند) و استفاده از خاصیتِ ایدمپوتنتِ تصویر (PS2 = PS)، به فرمِ فشردهٔ زیر میرسیم که استاد عالمزاده همواره بر زیباییِ آن تأکید داشتند:
R∇(X, Y)s = [PS dPS ∧ PS dPS](X, Y)s
در این رابطه:
- PS dPS نشاندهندهٔ مولفهٔ «انحراف» از فضای مماس به فضای عمود است.
- ضربِ خارجی (∧) نشاندهندهٔ آن است که انحنا، حاصلِ ترکیبِ دو تغییرِ مستقل در جهتهای مختلف است.
حکمتِ کلاسهای دکتر عالمزاده: استاد همیشه میگفتند: «انحنا در اینجا چیزی نیست جز تلاشِ ما برای "صاف" دیدنِ یک سطحِ کج! ما میخواهیم تصویرِ موازیِ بردارها را حفظ کنیم، اما خودِ فضا (گراسمانیان) این اجازه را نمیدهد. آن تانسورِ حاصل، فریادِ فضایِ گراسمانیان است که میگوید: من اقلیدسی نیستم!»
در این وبلاگ به ریاضیات و کاربردهای آن و تحقیقات در آنها پرداخته می شود. مطالب در این وبلاگ ترجمه سطحی و اولیه است و کامل نیست.در صورتی سوال یا نظری در زمینه ریاضیات دارید مطرح نمایید .در صورت امکان به آن می پردازم. من دوست دارم برای یافتن پاسخ به سوالات و حل پروژه های علمی با دیگران همکاری نمایم.در صورتی که شما هم بامن هم عقیده هستید با من تماس بگیرید.