مثال کامل از الحاق میان تابعگر تانسور و تابعگر هوم
در این مثال، یکی از مهمترین الحاقهای نظریهٔ ردهها را بررسی میکنیم:
الحاق میان «تانسور کردن با یک مدول ثابت» و «گرفتن مجموعهٔ همریختیها».
این الحاق در جبر همولوژیک، هندسهٔ جبری، نظریهٔ مدولها و فضاهای برداری نقش اساسی دارد.
۱. فرضهای اولیه
فرض کنیم R یک حلقهٔ جابجاییپذیر باشد و M یک R ـمدول ثابت.
ردهٔ R ـمدولها را با نماد زیر نشان میدهیم:
R-Mod
اشیای این رده، R ـمدولها و ریختهای آن، همریختیهای R ـمدولی هستند.
برای هر R ـمدول N، میتوانیم حاصلضرب تانسوری زیر را بسازیم:
M ⊗R N
پس با ثابت نگه داشتن M، تابعگر زیر به دست میآید:
M ⊗R − : R-Mod → R-Mod
از سوی دیگر، برای هر R ـمدول P، مجموعهٔ همهٔ همریختیهای R ـمدولی از M به P را در نظر میگیریم:
HomR(M , P)
چون R جابجاییپذیر است، این مجموعه خود به طور طبیعی یک R ـمدول است.
بنابراین تابعگر دیگری داریم:
HomR(M , −) : R-Mod → R-Mod
۲. بیان اصلی الحاق
این دو تابعگر یک زوج الحاقی تشکیل میدهند:
M ⊗R − ⊣ HomR(M , −)
یعنی برای هر دو R ـمدول N و P، تناظر طبیعی زیر برقرار است:
HomR(M ⊗R N , P)
≅
HomR(N , HomR(M , P))
این فرمول میگوید که دادن یک همریختی از M ⊗R N به P،
دقیقاً همانند دادن یک همریختی از N به مدول HomR(M , P) است.
۳. از همریختی تانسوری به همریختی هوم
فرض کنیم همریختی زیر را داشته باشیم:
φ : M ⊗R N → P
از φ میتوان همریختی زیر را ساخت:
φ̃ : N → HomR(M , P)
برای هر n از N، مقدار φ̃(n) یک همریختی از M به P است.
تعریف آن چنین است:
φ̃(n)(m) = φ(m ⊗ n)
به بیان دیگر، برای هر n، متغیر n را ثابت میکنیم و تابعی از m به P به دست میآوریم.
این عمل، شکل مدولیِ «کِریسازی» است.
تابع دو متغیرهٔ زیر:
(m , n) ↦ φ(m ⊗ n)
به تابعی تبدیل میشود که برای هر n، یک تابع از M به P تولید میکند:
n ↦ φ̃(n)
۴. از همریختی هوم به همریختی تانسوری
اکنون برعکس، فرض کنیم همریختی زیر را داشته باشیم:
ψ : N → HomR(M , P)
از ψ میتوان همریختی زیر را ساخت:
ψ̂ : M ⊗R N → P
این همریختی روی تانسورهای ساده با رابطهٔ زیر تعریف میشود:
ψ̂(m ⊗ n) = ψ(n)(m)
یعنی ابتدا n را به تابع ψ(n) میفرستیم و سپس آن تابع را روی m اعمال میکنیم.
چون ψ و هر یک از ψ(n)ها R ـخطیاند، این تعریف به یک همریختی یکتا روی کل M ⊗R N گسترش مییابد.
۵. چرا این تعریف خوشتعریف است؟
تانسور M ⊗R N از زوجهای مرتب m و n ساخته میشود، اما در آن روابط خطی زیر برقرارند:
(m + m′) ⊗ n = m ⊗ n + m′ ⊗ n
m ⊗ (n + n′) = m ⊗ n + m ⊗ n′
(rm) ⊗ n = m ⊗ (rn)
اکنون برای تعریف ψ̂ باید این روابط حفظ شوند.
برای نمونه:
ψ̂((rm) ⊗ n)
=
ψ(n)(rm)
=
rψ(n)(m)
و از سوی دیگر:
ψ̂(m ⊗ rn)
=
ψ(rn)(m)
=
rψ(n)(m)
پس مقدار تعریفشده با روابط تانسوری سازگار است و بنابراین خوشتعریف میباشد.
۶. مثال در ردهٔ فضاهای برداری
اکنون R را میدان اعداد حقیقی در نظر بگیریم:
R = ℝ
و سه فضای برداری زیر را انتخاب کنیم:
M = ℝ²
N = ℝ³
P = ℝ
یک تابع دوخطی از ℝ² × ℝ³ به ℝ تعریف میکنیم:
b((x₁ , x₂) , (y₁ , y₂ , y₃))
=
x₁y₁ + x₂y₂
به دلیل دوخطی بودن b، یک همریختی خطی یکتا از M ⊗
φ : ℝ² ⊗
φ : ℝ² ⊗ℝ ℝ³ → ℝ
که بر تانسورهای ساده چنین عمل میکند:
φ((x₁ , x₂) ⊗ (y₁ , y₂ , y₃))
=
x₁y₁ + x₂y₂
اکنون الحاق به ما میگوید که φ معادل همریختی خطی زیر است:
φ̃ : ℝ³ → Homℝ(ℝ² , ℝ)
این همریختی برای بردار n چنین تعریف میشود:
φ̃(y₁ , y₂ , y₃)(x₁ , x₂)
=
x₁y₁ + x₂y₂
پس هر بردار از ℝ³، یک تابع خطی از ℝ² به ℝ تعیین میکند.
در حقیقت، الحاق یک تابع دوخطی را به خانوادهای از تابعهای خطی تبدیل میکند.
۷. واحد الحاق
واحد الحاق، برای هر R ـمدول N، همریختی زیر است:
ηN : N → HomR(M , M ⊗R N)
برای هر n از N، تابع ηN(n) از M به M ⊗R N چنین تعریف میشود:
ηN(n)(m) = m ⊗ n
بنابراین هر عنصر n، به روشی طبیعی یک تابع از M به تانسور M ⊗R N میسازد.
۸. همواحد الحاق
همواحد الحاق، برای هر R ـمدول P، همریختی ارزیابی زیر است:
εP :
M ⊗R HomR(M , P) → P
این همریختی روی تانسورهای ساده چنین عمل میکند:
εP(m ⊗ f) = f(m)
در اینجا m عنصری از M و f همریختیای از M به P است.
پس εP همان تابع ارزیابی است: تابع f را روی عنصر m اعمال میکنیم.
۹. روابط مثلثی الحاق
واحد و همواحد، دو رابطهٔ مثلثی مهم را ارضا میکنند.
نخست، از N به N میرویم:
N
→
HomR(M , M ⊗R N)
→
N
در سطح عناصر، این مسیر چنین معنا میدهد:
n
↦
[m ↦ m ⊗ n]
↦
n
رابطهٔ دوم نیز از M ⊗R HomR(M , P) به P و سپس بازگشت به همان ساختار مربوط میشود.
این دو رابطه تضمین میکنند که واحد و همواحد، واقعاً یک الحاق را تشکیل میدهند.
۱۰. حالت ویژهٔ فضاهای متناهیبعدی
اگر M یک فضای برداری متناهیبعدی باشد، میتوان تابعگر هوم را با فضای دوگان M⁎ مرتبط کرد:
HomR(M , P) ≅ M⁎ ⊗R P
در این حالت، الحاق تانسور و هوم به رابطهای میان فضای دوگان و تانسور تبدیل میشود.
این موضوع در هندسهٔ دیفرانسیل، فیزیک ریاضی و نظریهٔ میدان کوانتومی اهمیت فراوان دارد.
جمعبندی
M ⊗R − ⊣ HomR(M , −)
HomR(M ⊗R N , P)
≅
HomR(N , HomR(M , P))
واحد الحاق:
ηN(n)(m) = m ⊗ n
همواحد الحاق:
εP(m ⊗ f) = f(m)
در این مثال، تانسور کردن، دو ورودی را در یک ساختار واحد جمع میکند؛
و تابعگر هوم، همان رابطه را به صورت خانوادهای ازیکها آشکار میسازد.
الحاق، پلی است میان این دو نگاه:
یکسو «ترکیب و اتصال»، و سوی دیگر «نگاشت و ارزیابی».
در این وبلاگ به ریاضیات و کاربردهای آن و تحقیقات در آنها پرداخته می شود. مطالب در این وبلاگ ترجمه سطحی و اولیه است و کامل نیست.در صورتی سوال یا نظری در زمینه ریاضیات دارید مطرح نمایید .در صورت امکان به آن می پردازم. من دوست دارم برای یافتن پاسخ به سوالات و حل پروژه های علمی با دیگران همکاری نمایم.در صورتی که شما هم بامن هم عقیده هستید با من تماس بگیرید.